دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۴ | 22:50 | امیر قاضی پور -
شَمِ قوی
و مُردن در هنگامِ صرفِ شام
بعد از یک توافق اسمش را گذاشتند
" برآمده " .
کارهایِ پیچیده
مُردنِ کسی از رویِ اسم
رُژِ لبِ سادهای در لولههای پُر جمعیت
اسمش را گذاشتند
به راحتی نمیمیریم
یک رختخواب از این فاصله
هر کدام در یک ستونِ دائمی
" داشتند " .
بر سپیدیِ انگشتِ من
دگمههایت : بعضی وقتها
" میشنویم " .
حدودِ صغور در رودههایِ ما
بدونِ دخالت فکر کنم
انگشتِ کوچکِ چشم
تمامِ ابرها در یک فضایِ محدود
- - -
امیر قاضیپور
امشب نشستم فیلم Seeking A Friend For The End Of The World را در ارتباط با پایانِ جهان دیدم. بازیِ استیو کارل ( Steve Carell) و کایرا نایتلی ( Keira Knightley ) را در این فیلم دوست دارم. جالبه! برای بار اول که این فیلم را سالها قبل دیدم اصلن دوستش نداشتم. برای من کسالتآور و یک فیلم بیارزش بود. حالا نه! با اشتیاق از سر دیدمش.
پایان جهان
شعر
امیر قاضیپور
تنهایی
شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۴ | 13:32 | امیر قاضی پور -
در آخرین جمعه مهر ۱۴۰۴، برای ساعتی با امیر وزین ( شاعر و منتقد) در "کافه راه" در "شهرکتاب راه" نشستیم کتاب دائو دِ جینگ خواندیم. خوانشِ امیر وزین از دائو، مواجهه همان انسانیست که خودش این بار میداند چقدر دائویی است. و دائو همان تجربه زندگی روزمره است. دائو مبدا همه چیز است. کتاب شعرِ " نگارهها و انگارهها" از حامد سلیمانتبار را در همان کافه راه با امیر وزین دیدیم و خواندیم. امیر وزین از کتاب خوشش آمد و در جا خوانشِ کتاب شعرِ دیداریِ حامد را داشت. از فیلمهای مورد علاقمون در تبادل گفتیم. قرار شد روی فیلم " عاشق برای یک روز " به کارگردانی Philippe Garrel برای جلسه بعد گپ بزنیم. بعد از جلساتی که بنام سینماشعر داشتیم. فضای دنج، آرام و ساکتِ شهرکتاب راه و کتابفروشی به نامِ ماهان لایقی. پُر شدن خالی شدن و دائو.
تبادل
امیر وزین
دائو
خوانش
پنجشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۴ | 12:2 | امیر قاضی پور -
بازیِ لئا سیدو (Léa Seydoux) را در فیلم زوئی (Zoe) به کارگردانی Drake Doremus دوست دارم. حس آمیزیِ یک انسانِ مصنوعی که میخواهد واقعی به نظر برسد را Léa Seydoux ، خوب تصویر کرده است. شاید به نظر برسد وقتی شاهکاری مثلِ وست ورلد (Westworld ) را درباره هوش مصنوعی داریم، ساختن فیلم و سریال در اینباره سخت میشود. میشود پرسید وسط این مناسبات، چه چیز اصلن واقعی است؟ انسانِ مصنوعی که میخواهد واقعی باشد و معشوقش او را واقعی را بداند و انسانِ به ظاهر واقعی که کاملن بیحس و غیرواقعی است. لئا سیدو، حس، عاطفه و بارقه را در ارتباط با انسان، تقویت میکند. این وسط، وقتی از حس و عاطفه حرف میزنیم، شعر-فیلم او(Her) ساخته اسپایک جونز ( Spike Jonze) را که سکس در فضای مجازی و هوش مصنوعی را در تصویر داشت، نمیتوان فراموش کرد. فیلم Her بیانی شاعرانه از تنهاییِ انسان را تصویر کرد. هر روز باید یک فیلم خوب دید. دیدنِ فیلم عاشقانهی Zoe .
مشخصات فیلم زوئی
مدت زمان: ۱۰۴ دقیقه
ژانر | درام . عاشقانه . علمی تخیلی
کشور | آمریکا
زبان اصلی | انگلیسی
زیرنویس چسبیده فارسی دارد
کارگردان | Drake Doremus
نویسنده | Richard Greenberg . Drake Doremus
بازیگران | Ewan McGregor . Léa Seydoux . Theo James
خلاصه داستان : محققان در حال بررسی تکنولوژی جدیدی هستند تا بتوانند روابط عاشقانه میان انسانها را بهبود ببخشند. همچنان که تحقیقات ادامه دارد اکتشافات آنها نیز عمیقتر میشود...
هوش مصنوعی
فیلم Zoe
فیلم عاشقانه
روابط
چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴ | 15:45 | امیر قاضی پور -

وودی آلن کتاب شعر سیلویا پلات
کتاب شعر آریل( Ariel)
را در فیلم آنی هال ( Annie Hall) در دست گرفته
فیلمی که وودی آلن برای دایان کیتونِ ( Dian Keaton) بازیگر ساخته است. دایان کیتون که اسم واقعی خانوادگیاش «هال» و اسم خودمانیاش «آنی » است.
البته Sylvia Plath زندهتر از هر زمانی است. او با شعرش زنده است. سیلویا پلاتی که میگفت: I Am I Am I Am I Am I Am I Am I Am
سیلویا پلات
دایان کیتون
Sylvia plath
وودی آلن
سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ | 19:3 | امیر قاضی پور -
آنچه از سومین فیلم بلند ناصر تقوایی ( فیلم نفرین ) بیش از همه در ذهن ته نشین میشود گرما، بدنهای عرق کرده و کشش جسمانی بینِ آدمهاست. با فیلمی سر و کار داریم که در محیطی بسته میگذرد، با آدمهایی اندک که درگیر یک مثلث عشقی نافرجام هستند. این رابطه قرار است چیزی فراتر از یک درام انسانی باشد و معنایی داشته باشد فراتر از معنای رابطه سه آدم، بر چیزی علاوه بر این رابطه خصوصی دلالت کند، بر یک موقعیت سیاسی و تاریخی که فیلمساز تلویحاً به ما میگوید همان موقعیت جامعهاش است در زمان ساخت فیلم.
بگذارید از این نکته آخر شروع کنیم. مردی که برای مرمت خانه استخدام شده است نماد طبقه کارگر است. او زحمتکش است و به قول زن "اگر بماند" این خرابه را آباد میکند. او قوی و سالم است و میتواند موجب زایایی زن شود و لذت زندگی و جوانی را به او بچشاند. او نماد آبادانی و سازندگی و زایایی است. بر خلاف شوهر زن که طبقه در حالِ زوال اشرافیت زمیندار را نمایندگی میکند، او عقیم است، فاقد توانایی بارور کردن و ارضای زن است. فاسد است: الکل و مواد مخدر مصرف میکند، و ذلیل است. زن خود را رئیس خانه میداند و به او اجازه ورود به اتاقش را نمیدهد...
آن تمثیل کلان؛ نوشته: روبرت صافاریان
ناصر تقوایی کارگردان شهیر ایرانی و سازنده آثاری چون «دایی جان ناپلئون» درگذشت.
مرضیه وفامهر همسر تقوایی در صفحه اینستاگرام خود ضمن اعلام خبر درگذشت او، نوشت: «ناصر تقوایی
هنرمندی که دشواری آزاده زیستن را برگزید به رهایی رسید.
پروازش را به خاطر بسپاریم.
او عاشق گیاهان بود، به یادش درخت بکاریم.
او عاشق نور بود، شمع خویش را بیافروزیم.
او عاشق جامهی سپید بود، به یادش سپید بپوشیم.
او عاشق ادبیات بود، به یادش بخوانیم.
او عاشق سینما بود، به یادش تماشا کنیم.
یاد او را با نواختن و شنیدن موسیقی، و تماشای هنرها گرامی بداریم نه غیر از این.
راهش پر رهرو»
نام آثار این کارگردان در ادامه میآید:
۱. فیلم کاغذ بی خط | ۱۳۸۰،
۲. فیلم کشتی یونانی (قصههای کیش: اپیزود اول) | ۱۳۷۷،
۳. فیلمای ایران | ۱۳۶۸،
۴. فیلم ناخدا خورشید | ۱۳۶۵،
۵ . سریال دایی جان ناپلئون | ۱۳۵۴،
۶. فیلم نفرین | ۱۳۵۲،
۷. فیلم صادق کرده | ۱۳۵۱،
۸.فیلم آرامش در حضور دیگران | ۱۳۴۹
ناصر تقوایی
فیلم نفرین
عاشق ادبیات
عاشق سینما
دوشنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۴ | 11:11 | امیر قاضی پور -

دایان کیتون ( Dian Keaton ): وقتی زن باشی و به میانسالگی میرسی، انگار از کره خاک حذف میشوی. گو این که این موضوع مزیتهایی هم دارد. تمامی عمر صبر کردهای که دیده شوی، که انتخاب شوی، که به کار گرفته شوی، وقتی به سن و سالی میرسی که میبینی دیگر از این خبرها نیست، به مسائل دیگری در زندگی توجه میکنی که تا آن زمان یا بهشان بیاعتنا بودهای و یا فرصت توجه به آنها را نداشتهای.
دایان کیتون ، بازیگری که جدیدن درگذشت، را در سریال پاپ جوان( The Young Pope) شاهکارِ پائولو سورنتینو به یاد میآورم. دایان کیتون فقط در هشت فیلم از وودی آلن ( Woody Allen) حضور نداشت. شعرِ رهایی بخش پاپ جوان را فراموش نمیکنم.
«پاپ جوان» به معنای واقعی کلمه دربارهی «همهچیز» است. از زندگی و ایمان و دوستی و عشق و کودکی و زیبایی گرفته تا خشونت و فلسفه و خدا و مرگ و ماوراطبیعه و زشتی
دایان کیتون
Dian Keaton
سریال پاپ جوان
بازیگر
شنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۴ | 15:19 | امیر قاضی پور -
چه پاییزِ مطبوعی. وقتی حرارتِ بدن کم باشه و کلافگی تابستان نباشه. امروز شنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۴ ، نشستم فیلم سیاه و سفیدِ She Spent So Many Hours Under the Sun Lamps را به کارگردانی فیلیپ گرل ( Philippe Garrel ) دیدم. سکوتها، مکثها، سکونها و دقایق بدونِ دیالوگ فیلم را دوست دارم. تو فیلمِ دختران چلسی اثر اندی وارهول ، سکوتهای طولانی مثال زدنیست. فیلمِ فیلیپ گرل مثلِ فیلمهای موجِ نویی ساخته شده است. شانتال آکرمن ( Chantal Akerman) برای چند ثانیهای در این فیلم ظاهر میشود. فیلمساز خطاب به شانتال آکرمن میگوید: معامله هروئین کرده تا او فیلم بسازد!
از بچههای کانال Cinema Dreaming بابت انتشار این فیلم و زیرنویس فارسیش ممنونم. این دیالوگ تو فیلم: "خارقالعاده مونثه یا مذکر؟ " .
هر روز باید یک فیلم خوب دید. دارم فیلمهای Philippe Garrel را میبینم.
مشخصات فیلم
She Spent So Many Hours Under the Sun Lamps
مدت زمان : ۱۳۷ دقیقه
ژانر | درام
کشور | فرانسه
سال ساخت : ۱۹۸۵
زبان اصلی | فرانسوی
زیرنویس چسبیده فارسی دارد
کارگردان | Philippe Garrel
نویسنده | Philippe Garrel
ستارگان | Mireille Perrier . Jacques Bonnaffé . Anne Wiazemsky
کارگردانی جوان به همراه دوست دخترش فیلمی میسازد. در این فیلم دو زوج وجود دارد یکی واقعی و یکی در تصاویر.
سینما
Philippe Garrel
فیلیپ گرل
سکوت
پنجشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۴ | 8:21 | امیر قاضی پور -
الف-
با حذف کردنِ هر آنچه ضروری نیست، به زیبایی حقیقی میرسیم.
اغلب از کسانی میآموزیم که نیستند. ناگزیر به مراجعی پناه میبریم که غایبند.صحنه هر بار خالیتر میشود، ما از خالیِ جهان میآموزیم.
نوشته بالا از پیتر بروک (Peter Brook ) است. با دائو و دائو دِ جینگ هم پیوند دارد.
ب-
برای ساختنِ چرخ محورها را به هم وصل میکنیم؛
اما این فضای تهی میانِ چرخ است
که باعث چرخش آن میشود.
از گِل کوزهای میسازیم؛
اما این خالیِ درونِ کوزه است
که آب را در خود جای میدهد.
از چوب خانهای بنا میکنیم؛
اما این فضایِ خالیِ درونِ خانه است
که برای زندگی سودمند است.
مشغول هستی هستیم
در حالی که این نیستی است که به کار ما میآید.
● لائو تزو. دائو دِ جینگ
هستی
نیستی
دائو
فضای خالی
چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۴ | 11:16 | امیر قاضی پور -
احساس بیوزنی و سبکی میکنم هنگام دیدنِ فیلم Roman Holiday با بازیِ Audrey Hepburn و Gregory Peck. فیلمی از ویلیام وایلر ( William Wyler ) . از سر دیدنِ فیلم تعطیلات رومی ( Roman Holiday) . پاییزِ آرام و سبکی دارم. دیالوگ آدری هیپبورن در فیلم Roman Holiday : جهان در لحظه حال، به ملاحت و نجابت مردان نیاز داره.
تعطیلات رومی
Roman Holiday
سبکی
پاییز
سه شنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۴ | 0:15 | امیر قاضی پور -
از دنبال کردنِ اخبار متنفرم. یا کنشگر هستیم یا نه. دنبال کردنِ اخبار به چه درد میخوره/؟ خبرها به سمتم مییان بجای دنبال کردنِ خبرها.
دارم فصل اول سریالِ The Newsroom را میبینم. در اغلب لحظات احساس زنده بودنِ سریال را دارم. انگار این آدمها در همین دقیقه جلوی چشم من دارند در اتاقِ خبر، رصد میکنند خبرها را. تایید دو مرحلهای خبر و تمام دعواهای اتاقِ خبر در تلویزیونِِ آمریکا. چالش اعضای اتاقِ خبر در تلویزیون. لحظاتِ عاطفیِ اعضایِ The Newsroom بیش از اندازه کلیشهای نیست؟ مثلِ روابط زنها و مردها. خام بودن برخی دیالوگهای سریال The Newsroom ، که فقط قراره بارِ عاطفی را بر دوش بکشند. چالش اعضای اتاق خبر میتوانست فراتر از قواعد آمریکا باشد. آمریکای متحد! و آمریکای رو به زوال. بیش از اندازه آمریکایی بودن بجای انسانی بودن سریال اتاقِ خبر اذیتم میکنه و این یک ضعف بزرگه. سریالی از شبکه HBO. هنوز چند قسمت تا پایان فصل اول دارم.
مشخصات سریال
خالق سریال: Aaron Sorkin
بازیگران: Jeff Daniels . Emily Mortimer . John Gallagher Jr.
داستان سریال در مورد زندگی یک گوینده خبر هست که مجبور به تغییر تیم کاری خود و همکاری با افراد و همکاران جدیدی میشود که در این بین اتفاقات زیادی برای او میافتد
اتاق خبر
The Newsroom
گوینده خبر
Aaron Sorkin
یکشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۴ | 18:36 | امیر قاضی پور -
الف-
با حذف کردن هر آنچه ضروری نیست، به زیبایی حقیقی میرسیم.
اغلب از کسانی میآموزیم که نیستند. ناگزیر به مراجعی پناه میبریم که غایبند. صحنه هر بار خالیتر میشود، ما از خالیِ جهان میآموزیم.
نوشته بالا از پیتر بروک (Peter Brook ) است. با دائو و دائو دِ جینگ هم پیوند دارد.
ب. شبها و روزهای پاییزی آرام و سبکی دارم.
ت. محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، طی مناظرهای در سایت «انتخاب» درباره نرم شدن پارادایمها در جمهوری اسلامی گفت: «دیگر دوران اینکه با قانون اجباری حجاب، مملکت را اداره کرد گذشته است.»
او افزود: «لایحه حجاب را شورای عالی امنیت ملی «کات» کرده و قابل پیگیری نیست؛ از نظر حاکمیت دیگر الزامی برای اقدام پیرامون قانون حجاب و جریمه نقدی وجود ندارد.»
محمدرضا باهنر:
۱۰ درصد جمعیت در ایران، حزباللهی است اما ۹۰ درصد مردم میخواهند زندگی کنند و آینده داشته باشند
یک خانم چادری در تلویزیون گفت مملکت مال حزباللهیها ست، هر کس حزباللهیها را قبول ندارد برود؛ اصلا تو چه کارهی مملکتی که این حرفها را میزنی
شکوریراد: احسن
فضای خالی
حجاب اجباری
سبکی پاییز
آزادی
شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۴ | 0:27 | امیر قاضی پور -
« خانه تعریف خداست».
- آره عزیزم.
پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ | 14:42 | امیر قاضی پور -
شاید همهی اشعاری که بر ما تاثیر میگذارند یا با ما ارتباط برقرار میکنند، در واقع چیزی را آشکار میکنند که شاعر نمیخواهد به زبان بیاورد اما مأیوسانه میکوشد آن را به خواننده بفهماند و از شر آن رها شود. شاید نیازِ یک شاعر به پنهان کردنِ آن چیز است که کلامش را شاعرانه میکند - آن را شعر میکند.
جملات بالا از تد هیوز ( Ted Hughes) با ترجمه کامک ارژنگی است.
جمله بالا را منِ شاعر تجربه کردم. با این نگاه مانوس هستم.
در حالِ خواندنِ کتاب روباهِ سوخته از تد هیوز هستم که نشر وزین و شعرشناس کارگاه اتفاق به زیبایی در قطع پالتویی منتشر کرده است.
شاعر
شعر
تد هیوز
Ted Hughes
سه شنبه هشتم مهر ۱۴۰۴ | 18:26 | امیر قاضی پور -
با کسی که اهلِ تعمق است
اما هیچ سخنی نمیگوید
از خنکا لذت میبرم.
هایکوی بالا از «هیاکوچی» (Hyakuchi) شاعر ژاپنی با ترجمه مترجم گرانقدر آقای ع.پاشایی است.
سفر را رفیق نیکو است، اما اوقاتی هست که همسفر اگر چیزی نگوید و خاموشی پیشه کند ما از زیبائی و خنکای شامگاه پائیزی بیشتر لذت میبریم. نیکبخت آن که دوستی دارد که وقت خاموش بودن را میداند. ( ۱۸۳۶-۱۷۴۹) از شاگردان بوسون بود.
هایکوی پاییزی
هیاکوچی
خاموشی
خنکا
دوشنبه هفتم مهر ۱۴۰۴ | 17:23 | امیر قاضی پور -

توجه کردن به سینما. ارج گذاریِ صفحه فیلمزی ( Filmzi) به سینما، قابل تحسینه.
تو این نظرسنجی به فیلمهای غیرمتعارف و کمتر دیده شده سینمای ایران، بها داده شده. تو بیست فیلم برگزیده نام دو شاهکارِ کمتر دیده شده سینمای ایران فیلمهای " چشمه از آربی اُوانسیان " و " پسر ایران از مادرش بیاطلاع است " دیده میشه.
فریدون رهنما وقتی فیلم پسر ایران از مادرش بی اطلاع است را ساخته بود به خواهرش فریده رهنما گفته بود: " فیلمی ساختهام که هیچ کس خوشش نخواهد آمد. چون همه خودشان را در آن خواهند دید ". حال فیلم فریدون رهنما ( پسر ایران از مادرش بی اطلاع است)، در لیست فیلمهای برتر دهه ۵۰ قرار گرفته. خوشحال کنندست.
بعد از چند دهه، این نظرسنجی عیارِ جدیدی رو کرد. شاهکارهایی مثل "قضیه شکل اول، شکل دوم " از عباس کیارستمی کنارِ طبیعت بیجانِ سهراب شهیدثالث ، دایره مینا از داریوش مهرجویی، بنبست از پرویز صیاد، مغولهای پرویز کیمیاوی ، کندو از فریدون گله، شطرنج باد از محمدرضا اصلانی، درشکهچی از نصرت کریمی ، رگبار از بهرام بیضائی، بیتا از هژیر داریوش. این نظرسنجی را معتبرتر از نظرسنجی مجله فیلم در فیلمهای برگزیده میدانم. این فیلمها را در همین لحظه حال دوباره و چندباره میشود دید. این فیلمها فقط اسم نیست. هنر و شعر و سینماست.
نکته: طی چند دهه اخیر، بارها نام فیلم فریدون رهنما را در رسانههای اینترنتی و کاغذی اشتباه نوشتند. تو اسلایدِ بچههای فیلمزی، یکجا اسم فیلم رهنما را درست نوشتند: پسر ایران از مادرش بیاطلاع است. اما در همین تصویر، در گوشه چپ ، در پوسترِ جعلی فیلم به نام اشتباه پسر ایران از مادرش بیخبر است! آمده است.
فریده رهنما در اینباره میگوید:
فریدون رهنما همهیِ حرفش را در فیلم "پسر ایران از مادرش بیاطلاع است" زده است. روزنامههای تهران آن زمان حتا نام فیلم را هم به دلخواه خودشان عوض کردند و گذاشتند "پسر ایران از مادرش بی خبر است"! در حالی که در فیلم دیده میشود که این عنوان خبر یک روزنامه است. فریدون فکر نمیکرد که احتیاجی دارد زندگینامهیِ خودش را بنویسد اما این فیلم عصارهیِ آن چیزی بود که فریدون میاندیشید و با آن زندگی میکرد. سوئیس که بودم از او پرسیدم فیلم جدیدت چیست؟ گفت: یک فیلمی ساختم که این بار حتا یک نفر هم خوشش نخواهد آمد. چون همه خودشان را داخل آن میبینند.
دهه۵۰ سینمای ایران
پسر ایران
سینما
فیلمزی
شنبه پنجم مهر ۱۴۰۴ | 14:28 | امیر قاضی پور -

ما انسانهایی که با انواعِ دوربین و موبایل در حالِ دیدن همدیگر در شبکههای اجتماعی در هر کجا هستیم. همه ما بازیگریم. حال سریالِ The Office ، یک مستندِ داستانی از زندگیهای واقعی است. با قدرت تخیل و بازی در بازی، شخصیتهای یک اداره میتوانند شکلِ واقعی پیدا کنند. سریالی که مستند بودنش در قسمتهای آخر فصل نهم بیش از قبل ، دیده شد. سریال محبوبم اداره با نام اصلی The Office را میگویم. چقدر احساسِ واقعی بودنِ این شخصیتها را لمس کردم. با شخصیتهای The Office همراه شدم. گریه کردم خوشحال شدم و به انواع نقصهاشون خو پیدا کردم. نباید بیش از اندازه شعف زده بشم. سریال The Office مثلِ خانواده خودم میمونه. یک موجود جانداره. با تکتک شخصیتهاش ارتباط برقرار کردم بدونِ هیچ روشنفکری. با لحظات آبکی و احمقانه سریال The Office. بقول یکی از شخصیتهای The Office ، وقتی دائم از زندگی تو تصویر بگیرند ، یک جاهایی احمقانه میشه. سریال The Office را از فصل یک تا سه دوست نداشتم. به اصرار دوستی دیدم. فصل چهار تا نه که آخر باشه را دیدم و باهاش زندگی کردم . مثلِ دائو که همان تجربه زندگی روزمره است. برگشتم فصلهایی که دوست نداشتم را از سر دیدم. شخصیت مایکل با بازیِ Steve Carell را تو فصلهای اول دوست نداشتم. اما بعد عاشقِ بازیِ Steve Carell شدم. تو فصل آخر وقتی Steve Carell به عروسی خودشو میرسونه و کل خاطرات آنها زنده میشه. مستند در مستند بود و هست سریال The Office. هر روز باید یک سریال خوب دید. روزی یک کارگردان ایرانی پیدا بشه یک نسخه ایرانی از The Office بسازه. لحظاتی که بازیگرهای The Office ، رو به دوربین از خودشان میگفتند عالی بود. زیباییِ نقصهای The Office جلوی دوربین همه ما.
مشخصات سریال اداره (آفیس)
The Office
ژانر: کمدی
شبکه: NBC
بازیگران : Steve Carell, Jenna Fischer, John Krasinski
کارگردان: Greg Daniels, Ricky Gervais, Stephen Merchant
وضعیت: به اتمام رسیده ۹ فصل
خلاصه سریال : داستان این سریال که کمدین دوست داشتنی استیو کارل نیز در آن حضور دارد، درباره گروهی کارمند است که در شرکتی مشغول به کارند. هر یک از این افراد عیبی منحصر به فرد دارند اما در راس انها رئیس آنهاست که بیش از دیگران عیب دارد…
سریال اداره
The Office
مستند
زندگی
پنجشنبه سوم مهر ۱۴۰۴ | 16:40 | امیر قاضی پور -
آره درست میگی. توصیه خوبیه:
«با لطافت و سبکی بر روی زمین راه برو».
روحِ انسان فاقد سنگینی است؛ در حالی که جسمش سنگین است و از لحاظ عرفانی سبک راه رفتن، اشارت دارد به تسلط روح انسان بر جسم او.
یادآوری بالا از حسین نصر است.
لطافت
سبک راه رفتن
دائو
روح و جسم
چهارشنبه دوم مهر ۱۴۰۴ | 17:0 | امیر قاضی پور -
"دائو دِ جینگ " که آیینِ کشورداری است در سازمان ملل چه جایگاهی دارد؟
تابحال شده کسی در سازمان ملل ، کتاب دائو دِ جینگ ( Tao Te Ching) بر دست گرفته و از کتاب بنیادی که اصلِ همه چیز است، مثال بیاورد/؟
یک مشت تبهکار مثلِ دونالد ترامپ ، اردوغانِ فاشیست و ... نتانیاهوی تروریست و نژادپرست در سازمان ملل به عنوان رهبرِ کشورها سخنرانی میکنند. کدام فضیلت و کدام راه را نمایندگی میکنند(؟).
چرا نباید کسی مثل اکهارت تول ( Eckhart Tolle) در سازمان ملل سخنرانی کند و از دائو و تجربه زندگی روزمره بگوید. جنایتکارترین رهبرانِ جهان در سازمان ملل سخنرانی میکنند.
از دائو:
انسان فرزانه كسی است كه
همچون طبيعت سود میرساند؛
بدونِ انتظارِ سپاس.
كارها را به پايان میبرد؛ بدونِ ادعای برتری.
پيروز مىشود بدونِ نمايشِ پيروزمندی.
دائو دِ جینگ
سازمان ملل
آیین کشورداری
Tao Te Ching
سه شنبه یکم مهر ۱۴۰۴ | 15:18 | امیر قاضی پور -
همسر چارلی کرک ( Charlie Kirk )، قاتل شوهرش، تایلر رابینسون، را بخشید. این اقدام میتواند در ایران بهویژه در زمینههای حل منازعه و عدالت انتقالی مورد توجه قرار گیرد. اریکا کِرک با اشاره به آموزههای مسیحی، دلایل بخشش خود را بیان کرد و بر اهمیت عشق و بخشش بهعنوان پاسخ به نفرت تأکید کرد. این عمل بخشی از پیامهای مثبت دین مسیحیت است که میتواند به کاهش خشم و تلافیجویی کمک کند.
بخشش خانواده کِرک، نهتنها به آنها آرامش داد، بلکه پیامی از امید به دیگران ارائه کرد تا بخشش را بهعنوان یک پاسخ ممکن به زخمهای شخصی و اجتماعی در نظر بگیرند. در ایران، جایی که تنشهای اجتماعی و دردهای تاریخی وجود دارد، بخشش میتواند به ترویج فرهنگ آشتی و رواداری کمک کند. با تکیه بر ارزشهای فرهنگی مانند شفقت و درک متقابل، ایرانیان میتوانند محیطی اجتماعی را پرورش دهند که گفتوگو و همدردی در آن اولویت داشته باشد.
یادگیری از این مورد میتواند الهامبخش اصلاحات اجتماعی باشد و باعث ترغیب به عدالت ترمیمی بهجای تنبیهی شود. در نهایت، بخشش میتواند در کنار کشف حقیقت و اطمینان از عدم تکرار جنایت قرار گیرد. من با وجود مخالفت با نظرات چارلی کرک، عمل همسرش را اقدامی ارزشمند میدانم.
همسر چارلی کرک ( Erika kirk): قاتل را میبخشم
آن جوان، آن جوانی که بر صلیب بود، نجاتدهندهی ما گفت: «ای پدر، آنان را ببخش، زیرا نمیدانند چه میکنند.»
من آن مرد، آن جوان را میبخشم.
او را میبخشم چون همان کاری است که
مسیح انجام داد و همان است که چارلی انجام میداد. پاسخ به نفرت، نفرت نیست.
نوشته بالا از علی افشاری ( استاد دانشگاه در آمریکا و فعال سیاسی جمهوریخواه ) است.
بخشش
Charlie Kirk
فرهنگ آشتی
عدم خشونت