پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴ | 10:33 | امیر قاضی پور -
حتا یک نیروگاه تولید برق در اوکراین وجود ندارد که از حملات روسیه آسیب ندیده باشد
قابل توجه امثالِ رضا پهلوی، برخی از سلطنت طلبها و وطنفروشهایی مثل مسیح علینژاد ، که از جنگ و مداخله نظامی خارجی دفاع میکنند. جنگی که مردم بیدفاع را میکشد و زیرساختهایِ حیاتیِ کشور را نابود میکند. اینجا حرف از مردم ایران و تمامیت ایران است. نه حکومت.
عواقب جنگ و جنایتهای ولادیمیر پوتین و روسها
زلنسکی(رئیسجمهور اوکراین): ممکن است پوتین خود را قیصر ببیند، اما در حقیقت برده جنگ است/ حتا یک نیروگاه تولید برق در اوکراین وجود ندارد که از حملات روسیه آسیب ندیده باشد/ این تصور که بتوان این درگیری را با تقسیم اوکراین پایان داد، توهم است؛ نباید هیچ شکافی باقی بماند که روسها بتوانند از آن برای شعلهور کردن [دوباره] جنگ استفاده کنند. جالبه! تنها رئیس دولتی که در اجلاس امنیتی مونیخ با رضا پهلوی رهبر خودخوانده، دیدار کرده است زلنسکی است که عواقب جنگِ ویرانگر در اوکراین را دیده، به رضا پهلوی هیچ توصیهای نکرده است!
خبر: اوکراین در حال سپری کردن سختترین زمستانی است که در سالهای اخیر به خود دیده است. در حالی که دمای هوا در ماه ژانویه به کمتر از منفی ۱۵ درجه سانتیگراد رسید، روسیه با حمله به زیرساختهای انرژی، حدود یک میلیون اوکراینی را از دسترسی به سیستمهای گرمایشی محروم کرد.
کییف، پایتخت اوکراین، هدف اصلی این حملات بود. به دنبال بمباران شبانه روسیه در ۲۴ ژانویه، سیستم گرمایشی نزدیک به ۶۰۰۰ بلوک آپارتمانی قطع شد.
این چندمین حمله اخیر روسیه به زیرساختهای گرمایشی کییف بود. پیش از این نیز حملات باعث شده بود صدها هزار نفر در آپارتمانهای خود با سرمای طاقتفرسا دستوپنجه نرم کنند.
ریتا، یکی از ساکنان پایتخت اوکراین، به بیبیسی گفت: «این روزها زندگی در کییف تا حدی شبیه قمار است.»
«اگر گرمایش و گاز داشته باشید، از برق و آب خبری نیست؛ و اگر برق و آب داشته باشید، گرمایش قطع است.»
«بازگشت به خانه هر روز مثل یک بازی حدس و گمان است: آیا میتوانم دوش بگیرم یا چای داغ بخورم، یا هیچ کدام؟ و البته، موشکها و پهپادها هم بر این مصائب افزوده میشوند.»
نه به جنگ
پاینده ایران
اوکراین
No War
چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ | 9:49 | امیر قاضی پور -
شهادت. این شهادت پیاپی مرا به خود میکشد. هم چنان زنانِ گریان خودمان . زنانِ گریان دیروز و امروز . مویه و زاری فرا میگیردم . رگهیی در خود احساس میکنم که مرا به صف بلند سوگواران وصل میکند ، همچون به رگی طولانی . که میتپد. همواره میتپد . صف بلند سوگواران در گذر زمانهها ، بر شهیدان میگرید و شدنیها را باز مییابد. و این همه در من میتپد .
جملات شاعرانه بالا از فریدون رهنما است. در سوگ و اندوه ایران. در چهلم جان باختگان اعتراضات سراسری دی ماه ۱۴۰۴ . حافظه شبانهروز.
شهادت
اعتراضات مردمی
فریدون رهنما
سوگ
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴ | 11:34 | امیر قاضی پور -
یادداشت احمد زیدآبادی زبانِ گویای ماست؛ درباره شبکه تروریستی اینترنشنال که وابسته به اسرائیلِ تروریست، نژادپرست و اشغالگر است. همه ما مخالف وضع موجود و شیوه حکمرانی در کشور هستیم. در کنار نه گفتن به استبداد، مخالف حمله نظامی خارجی هستیم.
دم گرم و آهن سرد!
نوشته: احمد زیدآبادی
فکر میکنم زمان آن رسیده و چه بسا بسیار گذشته که ما ایرانیهای داخل کشور از تک تک دستاندرکاران و کارکنان شبکهٔ ایراناینترنشنال بپرسیم که مگر سرزمینی به اسم ایران به شما چه آسیبی رسانده است که اینطور نسبت به آن خشم و کینه به دل گرفتهاید و به اسم مبارزه با جمهوری اسلامی و سرنگونی آن، در صدد کمک به آتش زدن هست و نیست این مملکت برآمدهاید؟
به نظرم دیگر هیچ عذری از جمله غم معاش برای اشتغال در این شبکهٔ ایرانسوز دیگر پذیرفته نیست. به خدا قسم که یک عمر گدایی و بیخانمانی و گمنامی در متروهای لندن و پاریس و نیویورک، هزاران بار به عالیترین سطح رفاه و شهرت از طریق کار در این شبکه شرف دارد!
ای آقایان و خانمهای شیکپوشی و خوشچهرهای که در این شبکه ظاهر میشوید و مردم داغدیده و رنجکشیدهٔ این کشور را به حمایت از بمباران بیامان خاک ایران ترغیب میکنید! اگر مشکلتان واقعاً جمهوری اسلامی است، هر بلایی که دوست دارید و میتوانید بر سر آن بیاورید، اما تحت این عنوان چرا اصرار دارید که یک کشور باستانی و 90 میلیونی را درگیر و اسیر جنگی کنید که با هر نوع محاسبهای جز اینکه تأسیسات و زیربناها و امکاناتش ویران و مردمش کشته و آواره و سرزمینش به کلی سوخته و از هم گسیخته شود، حاصلی در پی ندارد!
چرا خود را پشت داغ و درد داغدیدگان حوادث خونبار دیماه پنهان میکنید و با ادعای دلسوزی و همدردی با آنان، در جهت داغدار شدن ميليونها خانوادهٔ دیگر ایرانی تلاش میکنید؟
آن کدام جنگ تمیز و یا کمهزینه است که بر اثر آن، جمهوری اسلامی ساقط و در عوض ایران و مردمش آزاد میشوند که این همه در بارهاش افسانهسازی و تودههای به ستوه آمده از فقر و فلاکت را گمراه میکنید؟
این چه خشم و کینهای است که چشم شما را به روی واقعیات عریان بسته و به این سطح از بیرحمی نه علیه نظام حاکم بلکه علیه ایران و مردمش رسانده است؟
متأسفانه آنقدر از همهٔ موازین اخلاق حرفهای دور شدهاید که انگار هیچ دم گرمی در آهن سردتان اثر ندارد و برای هشدار و انذارتان هیچ راهی جز این نوع اشتلمهای ناخواسته باقی نمانده است!
نه به جنگ
شبکه اینترنشنال
احمد زیدآبادی
پاینده ایران
یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴ | 10:14 | امیر قاضی پور -
همهٔ فیلمها سیاسی هستند. ولی مخصوصن آنهایی سیاسیاند که اصلن نمیخواهند باشند؛ فیلمهایی که برای سرگرمی تودهٔ مردم ساخته میشوند. اینها سیاسیترین فیلمهایی هستند که وجود دارند چرا که فکر میکنند تغییر و تحول را از فکر افراد بیرون میکنند. در هر پلانی میگویند چیزها همینطوری که هستند خوبند. این فیلمها فقط تبلیغ بزرگی برای شرایط موجود هستند.
- ویم وندرس ( Wim Wenders ). فیلمساز و رئیس هیات داوران جشنواره برلین در سال ۲۰۲۶
ویم وندرس( کارگردان فیلم Perfect Days): سینما باید از سیاست فاصله بگیرد؛ جهان را میتوان تغییر داد، اما نه با بیانیههای سیاسی.
«فیلمها میتوانند جهان را تغییر دهند؛ نه به شیوهای سیاسی. هیچ فیلمی واقعن نظر هیچ سیاستمداری را تغییر نداده است. اما ما میتوانیم نگاه مردم به شیوه زندگیشان را تغییر دهیم.»
فیلم سیاسی
ویم وندرس
سینما
جشنواره فیلم برلین
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ | 9:53 | امیر قاضی پور -
نالههای نوزادان که زاده میشوند. بسانِ نالههای میرندگان. صفِ سوگواران که پیش میرود . پگاه میشکافد ، شب نیز.
آدمی نیز .
و بیش از همه. گیاهی کنده شده از خاک ، از خاکِ خود ، فروافتاده بر آن . دوباره میپیوندد به ریشهها ، به اختران ، برای زادن ، برای مُردن ، و میتپد در رُستنیهای دیگر .
چه صفِ بلندِ سوگواران! درختان ، درختانِ تازه برگ ، سبزهها ، جانوران ، فضاها ، و مردمان ... که می پیوندد به صفِ بلندِ سوگواران .
- فریدون رهنما
سوگواران
فریدون رهنما
تولد و مرگ
پاینده ایران
چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۴ | 9:28 | امیر قاضی پور -
به یاد زنده جاودان Sylvia Plath
در لابلایِ بوتهها
رنگها و جیوه و تخمِ سیاه
تصویر،صدایِ شر و شورِ جوانی
سیلویا پلات هنوز خواب میبیند
یکی مُرده است
سیلویا پلات برهنه شده
خواب میبیند
شادیِ یک جشن...
- - -
امیر قاضی پور
سیلویا پلات
شعر
امیر قاضیپور
۱۱ فوریه
دوشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۴ | 7:52 | امیر قاضی پور -
آخرین بازدید به تازگی!
اغلب ما شاعرها و نویسندهها در همین فضای شبکههای اجتماعی و Net، با هم تبادلِ ادبی و هنری داریم. حتا تجربه راه انداختنِ جلسات سینماشعر توسط اینجانب باعث نشد، شما دل از گوشیهایتان بکنید و حضورِ فیزیکی در جلسه شعر و سینما داشته باشید. غیر از امیر وزین که پا به پای من در جلسات سینماشعر حاضر بود و کلی تبادلِ ادبی، هنری و سینمایی داشتیم.
سه هفته قطع اینترنت بینالملل را در جریانِ اعتراضات سراسری دی ماه ۱۴۰۴ در ایران داشتیم. برخی از بچهها هنوز برنگشتند. کجا هستند؟
یادمه برای ماهها، از یاشار اسکندرنژاد خبر نداشتیم. یاشار اسکندرنژاد شاعر بود و همیشه در Facebook حاضر بود، دیگر در صفحهاش نبود. دوستان بعد از پیگیری متوجه شدند یاشار اسکندرنژاد درگذشته است. چند ماه بیتوجهی ما و سراغ نگرفتن. خب! وقتش است به دوستان و آشنایانی که در این فضا نیستند زنگ بزنیم.
سلام. شعری از ایرج کریمی
به همدیگر زنگ نمیزنیم
حال همدیگر را نمیپرسیم
سراغ همدیگر را نمیگیریم وُ
اتفاقی که به هم میرسیم
خبر مادری که رفت وُ
خبر دوستی که نماند
کاش گاهی سراغی میگرفتیم از هم
آن وقت شاید آدم
به مادری که در کنار ماست
یا به دوستی که هنوز با ماست
سلامی میرساند.
سلام
احوالپرسی
تبادل ادبی و هنری
جلسات سینماشعر
شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۴ | 11:56 | امیر قاضی پور -
چرا با مردم مذاکره نمیکنید؟
در عرصه سیاست بینالمللی، جمهوری اسلامی ایران سابقهای طولانی در مذاکرات با دولتهای مختلف جهان دارد. از مذاکرات هستهای با قدرتهای جهانی گرفته تا گفتوگوهای دیپلماتیک با کشورهای منطقهای و حتی قدرتهای غربی، این سیستم نشان داده که قادر است پشت میز مذاکره بنشیند، امتیاز بدهد و بگیرد، و حتی در مواقع بحرانی، راهحلهای دیپلماتیک را پیگیری کند. اما این در حالی است که هیچگاه با مردم ایران، که در سالهای مختلف به شکلهای متفاوت اعتراض داشتهاند، هرگز مذاکرهای بهمنظور شنیدن صدای اعتراض آنها نداشته است!
این تناقض آشکار، سؤالی اساسی را مطرح میکند: چرا دولتی که با بیگانگان مذاکره میکند، از گفتوگو با شهروندان خود هراس دارد؟ مردم ایران، از اعتراضات سال ۸۸ تا جنبشهای اخیر مانند اعتراضات آبان ۹۸ و ۱۴۰۱، بارها و بارها صدای خود را بلند کردهاند. این اعتراضات در ذات خود نهتنها مطالبهگری اقتصادی و اجتماعی بوده، بلکه فریادی برای آزادی، عدالت و مشارکت واقعی در تصمیمگیریها. بااینحال، پاسخ حاکمیت نه مذاکره و شنیدن، بلکه برخورد سلبی و انکار بوده است.
آیا این رویکرد، نشاندهنده ضعفی در سیستم نیست؟ دولتی که ادعای نمایندگی مردم را دارد؛ چرا از میز مذاکره داخلی میگریزد؟ مذاکره با مردم، نهتنها یک ضرورت دموکراتیک است، بلکه راهی برای جلوگیری از بحرانهای عمیقتر. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد گفتوگوهای داخلی، مانند آنچه در آفریقای جنوبی یا ایرلند شمالی (فارغ از جنس بحران) رخ داد، میتواند به صلح پایدار و پیشرفت منجر شود. اما در ایران، این فرصتها از دست میرود. اگر مذاکره با خارجیها ممکن است، چرا با داخلیها نه؟ شاید پاسخ در ترس از شنیدن حقیقت نهفته باشد؛ حقیقتی که مردم میخواهند بگویند و حاکمیت نمیخواهد بشنود. زمان آن رسیده که جمهوری اسلامی، در کنار تمرکز بر دیپلماسی خارجی، به دیپلماسی داخلی روی آورد. مذاکره با مردم، نه ضعف، بلکه قدرت است. چرا این کار را نمیکنید؟ پاسخ این سؤال، میتواند آینده ایران را تغییر دهد.
نوشته بالا از نکیسا خدیشی( مدیر روزنامه پیام ما) است که در شماره شنبه ۱۸ بهمن ماه ۱۴۰۴ روزنامه پیام ما منتشر شده است.
مردم ایران
اعتراضات
روزنامه پیام ما
ترس از حقیقت
جمعه هفدهم بهمن ۱۴۰۴ | 21:52 | امیر قاضی پور -
خشونت عمیقترین ترس را به جا میگذارد. هتکِ حرمتِ خونریزی پاک نشدنی است. اعتقاد به جهانی که وحشت آنرا از بین میبرد دیگر به آسانی بدست نمیآید.
هر کس برای دیگران خطرناکست. بدن سلاحی است بالقوه
آنچه مرا شگفتزده میکند این است که هنوز بازماندگانی هستند
چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴ | 9:15 | امیر قاضی پور -
خسته بودم، از زن بودن،
خسته از قاشقها و دیگها
خسته از دهانام و پستانهام،
خسته از آرایش و کاربلدیها.
کماکان بودند مردانی که سر میزم مینشستند،
به گِردِ پیالهای که پیشکش میکردم
پیالهای سرشار از انگورهای بنفش
و مگسانی که پَر میزنند در پیِ عطرِ آن
و حتا پدرم که با استخوانِ سفیدش سر رسید.
ولی خسته بودم از جنسیتِ چیزها
شعر بالا از شاعری به نام آن سکستون ( Anne Sexton) با ترجمه علی ثُباتی است.
در پیوند با شعرِ بالا، نوشته زیر را یادآور میشوم. در برابرِ خسته بودنِ شاعر از جنسیتِ چیزها، بیجنسیت بودن را یادآوری میکنم.
عزیزم! اصلن نمیشود گفت
امام نقطههایی که از ترس میرسد...
این بیجنسیت موها
صدایِ قوها
گردنِ وقتی نمیبینمت
تقلاها و خواهشهایِ سردِ دو زن در فیلم " من تو او مرد او زن " از شانتال آکرمن ، کاملن بی جنسیت است . با اینکه فیلم آکرمن ، فیلم فمینیستیست. اما دوازده دقیقه معاشقه یِ دو زن دقیقن بیجنسیته . بدن و خواهشهایِ سرد که انگار امتناع رو هم در خودش داره. اونم در فضاسازیِ یک اتاقِ سفید ، یکهگی و وحدت فیلم و بیجنسیت بودن رو عالی تصویر کرده. معنی برابری و بی جنسیت بودن همین تمنایِ دو زن در این فیلمه . ضمایری که ابتدا تکه تکه نمایش داده میشود و در سکانسِ آخر ، به وحدت میرسد. بی جنسیت میشود. رسیدن به این کار واقعن دشوار و شاهکاره . کدام فیلم و اثر را بدونِ جنسیت دیدید؟
بقولِ شعرم :
این بی جنسیت موها
صدایِ قوها
گردنِ وقتی نمیبینمت
- - -
امیر قاضیپور
بیجنسیت
جنسیت
شعر
Anne Sexton
دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۴ | 14:52 | امیر قاضی پور -
دعا مثلِ سنگهایِ پاره
شعری از امیر قاضیپور :
رقصِ کاغذ پارهها
قربانیِ دورههایِ هجوم
از هر طرف مجبور باشیم خالق باشیم
بیش از اینکه بمیریم
سنگین میشود سنگ
و من از همان موقع ترسیدم
"کاغذ پارهها رویِ سنگ"
نامِ زنده،نه مرگ
وقتی نه هنوز نه مرگ را دیده بود
دعا مثلِ سنگهایِ پاره
زمستان همیشه منو کرخت میکنه. بیهوش میشم برای ساعاتی در روز. وبلاگِ عزیزم و صفحاتِ سفید از زندگی. بله زندگی خود ما هستیم؛ دنبالِ چی میگردید؟
امروز صبح ساعت ۹ صبح ، هوا در تهران آنقدر خوب بود، که میشد کوههای تهران را شفاف دید. تو آلودگی هوا نمیشه کوهها را دید. تو دو روزِ اخیر، صبح در هوای خوب، قدم زدم. چه موهبتی. و چه رحمتی. رحمت به معنای Grace .
رحمت
هوای خوب
Grace
کوههای تهران
یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۴ | 8:13 | امیر قاضی پور -
الف- کسب و کار من
شغلِ من نگاه نکردن به خونریزی است
َشغلِ من این است که روزنامه نمیخوانم
شغلِ من
خاموش کردن رادیو
بستنِ تلویزیون
در تمام ساعات پخش خبر
چند سطر بالا از شعر زندهیاد بیژن نجدی شاعر نازنین است.
ب- مانیِ شاعر: گفتار من خونی جاری نمیکند،
دستان من هیچ شمشیری را لمس[ تبرک] نخواهد کرد نه حتا ...کارد قربانی کنندگان، و نه هیزم هیزم شکنان را
ت - این بیشتر یک افسوس است تا تلخی.
افسوس برای آنچه زندگی تواند شد و نیست.
به گمانم آنگاه که این افسوس را از دست بدهیم جانوری شکمباره بیش نخواهیم بود.
میکُشیم
و میکُشند
و خواهند کُشت
و خواهیم کُشت. تا کی؟
نفی خشونت
بستن تلویزیون
بیژن نجدی
خشونت پرهیزی
شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۴ | 7:16 | امیر قاضی پور -
چرا به نور مدیونایم؟
- به خاطر تاریکی
ما فقط میتوانیم قیاسناپذیر را با قیاسپذیر مقایسه کنیم.
یک عدد تک رقمی. با ماهی چند میلیون زندگی میکنم. فقیرم از لحاظ مادی. با یک اتاق در خانه پدر و مادر. اما طنینِ رحمت در زندگیم هست. مثلِ طنینِ رحمت در فیلم-شعرِ The Girl And The Spider.
پیروزی رهبران فانیست.
ویرانیها ابدی اند.
پول منفعتی همگانیست.
: یعنی مثلِ آب؟
- دقیقن
روشنی ابهام
هرگز داستانِ جدیدی نداشتهایم. و همیشه در حالِ تکرارِ یک داستان هستیم.
روشنی
ابهام
تکرار
رحمت