زندگی در لحظه. خواب خوب شبانه با حرارت کم. نزدیک شدن به پاییز. شب مطبوعی داشتم. با آرامش و سکوت. البته من همیشه در حالت نیمه-خواب هستم. خواب در بیداری. همین آرامش شبانه چقدر زیباست.
وبلاگ نویسی و آرامش شبانهی یک شاعر.
زندگی در لحظه. خواب خوب شبانه با حرارت کم. نزدیک شدن به پاییز. شب مطبوعی داشتم. با آرامش و سکوت. البته من همیشه در حالت نیمه-خواب هستم. خواب در بیداری. همین آرامش شبانه چقدر زیباست.
وبلاگ نویسی و آرامش شبانهی یک شاعر.
سکوتِ شب زیباست. و ابتدای صبح. وقتی شب را با سکون و سکوت گذرانده باشی. بدونِ اذیت و آزارِ همسایه ناشی از صدای ماهواره. بله! سکون سخن میگوید. آرامشِ انسانی.
گرچه نیمشب باشد، بامداد اینجاست؛ گرچه سحر میآید، اکنون شامگاه است.
شبانگاه و روز فرقی ندارند. چیز یکسانی است که گاه شبانگاهش میخوانند و گاه روز. آنها یک چیزند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
من که برخی اوقات در یک اتاق در سکون و آرامش هستم. و گاهی نه! وقتی تقلاها و تمناها و خواهشها وجودمو فرا میگیره. وقتی خواهشی نباشد، آرامش هست.
چقدر با سکون و سکوت و بیجنبشیِ رُمانِ مردی که خواب است ( The Man Who Sleeps ) ، احساس نزدیکی میکنم. خودمم تجربه کردم. سکوت و سکون در یک اتاق. بیمیلی و بیتوقعی و حتا بیتفاوتی که در مردی که خواب است، تصویر شده و با آن پیوند دارم. همچنانکه با سکوت ، سکون و صفحات سفیدِ شاهکارِ شانتال آکرمن ( Chantal Akerman) فیلم " من تو او مرد او زن " کاملن احساس نزدیکی میکنم.
گاهی وقتها از بیمشکلی دنبالِ مشکل هستم. در حالیکه آرام هستم.
سالهاست نوشابه، سنایچ و آبمیوههای مصنوعی نمیخورم. فقط نوشیدنیهای طبیعی میخورم. دچار تهوع شدم، و یک بطری کوچک نوشابه پبسی نوشیدم. فقط برای مصرف دارویی. حالم خوب شد. چی میشد میلیونها نفر در جهان از الکل فقط استفاده دارویی بکنند. هزاران نفر در جهان بخاطرِ مصرفِ مشروبات الکلی میمیرند.
تنش آبی. ورشکستگیِ آبی در تهران و ایران.
تو دائو دِ جینگ آمده است:
هیچ چیز در این جهان
چون آب، نرم و لطیف نیست.
با این حال برای حل کردنِ آنچه سخت است
چیز دیگری یارای مقابله با آب را ندارد.
نرمی بر سختی غلبه میکند
و لطافت بر خشونت.
همه، این ها را میدانند،
ولی کمتر کسی به آن عمل میکند.
فرزانه هنگام غم، آرام باقی میماند.
بدی به دل او راه ندارد.
چون کمک کردن را ترک کرده،
بزرگترین کمک مردم است.
کلام حقیقت، متناقض به نظر میرسد.
«وقتی غذا میخوری، غذا میخوری! » میدانی که باید غذا بخوری. گاهی غذا نمیخوری. با اینکه در حالِ خوردنی، ذهنت جای دیگری است. غذایی که در دهان داری مزه نمیکنی. تا وقتی حینِ خوردنِ بتوانی غذا بخوری مشکل نداری. یک ذره هم نگران نباش. این یعنی تو خودت هستی.
وقتی تو خودت باشی، چیزها را همان طور که هستند میبینی و با محیط پیرامونت یکی هستی. خودِ راستینت حاضر است.
شونریو سوزوکی
جلا دادنِ کاشی
فارسییِ : علیظفر قهرمانینژاد
ما ایرانیها آنقدر سروصدا شنیدیم، که با کوچکترین صدایی میترسیم. صدای پدافند البته به جهت دفاع از ایران بود. سروصداهای پیرامون جنگ نیستند؛ اما خیلی وقتها امنیت روانِ ما را تهدید میکنند. سروصدای یک همسایه ، بلند کردن صدای موسیقی، تاپ و توپِ قدم برداشتن در آپارتمان مثل زلزله! و انواع صداها.
زمانِ جنگ این جملات را نوشتم:
تو این لحظات حساس در میانِ زندگی و مرگ در تهران و جای جایِ ایران، تصویر من از مرگ عینِ زندگیه. آره! منم میترسم. اضطرابِ به هم خوردنِ شیشهها. شادمانی هم هست از ترس و مرگ. تصویرِ من از مرگ، تصویرِ تقلاها، تمناها و خواهشهای دو زن در فیلم «من تو او مرد او زن » از شانتال آکرمنه. تو خواهش و تقلا، تو اتاقِ کاملن سفید، سکون و سکوت و آرامش نیز هست. بله! سکون سخن میگوید ( Stillness Speaks) از نوعی که اکهارت تول هم تاکید داره در گفتار و نوشتههاش. بینِ تقلاها و سکون و سکوت، هر دو را دارم. در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است. ایران دوستت دارم. تهران دوستت دارم.
- - -
امیر قاضی پور
خرداد ۱۴۰۴. تهران
امنیت و آرامش. اضطراب تمام وجودمو گرفته هنگام حمله اسرائیل جنایتکار، نژاد پرست و اشغالگر. سروصدای پدافند. زندهباد مدافعان ایران. تازه ساعت پنج شش صبح میتوانم کمی استراحت کنم. لعنت به جنگ و جنگ افروزان.
۲۰ کودک ایرانی در حملات اسرائیل شهید شدند
خبرگزاری صداوسیما تصاویر از آواربرداری در شهرک شهید چمران منتشر کرد و اعلام کرد ۲۰ کودک در این ساختمان شهید شدهاند. برخی از این شهدا نوزادهای ۶ ماهه و ۹ ماهه هستند.
تنگ است همه جا گلهای نفس
چنانکه کودک گفت:
هر انگشتم گلو دارد
و هر مویم گلو دارد
و هر رگم گلو دارد
" و هر تپش دلم گلو دارد "
و دستور دادند:
- تپش را بکشید!
روی این زمین زمینِ زندگی
گروهی با عصبهای میخی
حلقوم حق را مدام له میکنند
و به خونِ کودکان میخندند
و مثلِ چسب دروغ میگویند
● فریدون رهنما
یک : سینمای مدرن و فیلم غریبه و مه
سینمای مدرن در جهان، با آزادی پیوند دارد. با فیلمهایی مثلِ پیرو خُله از گدار و در شهر سیلویا این آزادی تصویر شده . تو فیلم غریبه و مه که جدیدن نسخه مرمت شده آن را میبینیم، این آزادی از ناحیه نیروی انتخاب است. زن مرد را انتخاب میکند. فیلم غریبه و مه ساخته بهرام بیضائی متعلق به سینمای مدرن است.
دو : ایران! بر تو چه رفت
این روایتها و نظراتی که ایرانیها درباره قتل الهه حسیننژاد میگن، مثل یک فیلمه.
یک راشامونِ ایرانی. مرگ یزدگرد را هم داریم. ایران! بر تو چه رفت.
امنیتی کشور پلیس مملکت بسه کارِ ایدئولوژیک و فرقهگرایی. امنیت ایران فراتر از ایدئولوژی و افکارِ پوسیده است.
چه قدر هزینه چه قدر بحران. نیم قرن هر روز بحران. من فقط در درونم آرامش دارم. بیرونم آشوبه.
گاهی وقتها تو خانواده مشاجره داری. یک مقدار تنش و التهاب هست. بعد آرام میشی. غذا خوردن باعث فراموشی میشه. اعضای خانواده زیر چترِ غذا خوردن. سالاد درست کردن و همین آداب غذا عالیه. چیزِ پیش پا افتادهای ما را ناراحت میکند و غذا خوردن منو تسلا میده. نه برای شکمپرستی. غذا خوردن مثلِ یک آیین فراتر از هر ایدئولوژی و مذهبیه. تکتک لقمههایی که میخوری رو آهسته بخور. غذا را احساس کن با لقمههای کوچک.
راستی! از خبر اهدای نخل طلای جشنواره کن به جعفر پناهی کلی خوشحال شدم. فیلمی که بدون سانسور در ایران ساخته شده.
بدنبال خاموش شدنِ پمپِ آبِ ساختمان، آرامش پیدا کردم. سر و صدای پمپِ آب طی چند سال اخیر اعصابمو خرد کرده بود. به ویژه در شب، که ساکت است، صدای آب در سرتاسرِ آپارتمان. خرابیِ مخزن و وقفه در سروصدای پمپ. صدای پمپ مثل یک کارخانه است که مدام روی اعصابه. چه آرامشِ انسانی.
پمپِ آب فایده داره؛ اما هزار مشکل هم دارد. خرابی پمپ و سروصدا و سه برابر شدن پول قبض آب. قبل از پمپِ آب ، اداره آب ، از ما شاکی شده بود شما چند نفرید در این آپارتمان ۴طبقه؟ چرا مصرف شما اینقدر کم است؟
آب به طبقات بالا نمیرسید. خانواده ما که طبقه اولیم غیر از پنجشنبه و جمعه در ساعتهایی، مشکل آب نداشتیم. اما آب به سختی به طبقات بالا میرسید. پمپ خریداری کردیم و سروصدا و مصرف بالا نصیبمان شد. فعلن آرامش دارم از ناحیه نبودِ سروصدا.
خود را خالی و رها کن،
بگذار قلبت آرام بگیرد
و در میانهیِ رخدادهای هر روزِ دنیا،
ببین، چگونه پایانها به آغازها تبدیل میشوند
همه چیز در حالِ تغییر و شکوفایی است
و از شکلی به شکلِ دیگر تبدیل میشود،
اما در نهایت همه چیز به مبدا باز میگردد
به آنچه هست و خواهد بود
بازگشت به ریشه به معنای دستیابی به آرامش است
دستیابی به آرامش به معنی رسیدن به هدف
رسیدن به مقصد یعنی جاودانگی،
و شناختِ جاودانگی همان بینشِ درونی است
لیک، بدونِ درکِ این چرخه، فاجعهها تکرار خواهند شد
شناخت جاودانگی و ژرفبینی، انصاف را به همراه دارد
انصاف والاترین بزرگمنشی است
لائو زه ( Lao Tso )
دائو دِ جینگ ( Tao Te Ching)
« اتاقی برای خود » فقط برای زنان نیست. مردان هم اتاقی برای خود میخواهند. فضای خالی، سکون و سکوت.
فیلم " ماه کامل در پاریس" به کارگردانی اریک رومر، بر اساس ضربالمثل : کسی که دو تا همسر دارد روحِ خودش را از دست میدهد ولی آن که دو خانه دارد عقل خود را میبازد.
چند ماهه اخیر، سریال و فیلم زیاد دیدم. تقریبن بدونِ خستگی. سریال دیدن مثلِ تجربه زندگی روزمره است. موقعی که تشنه هستید آب میخورید و وقتی گرسنه هستید، غذا میخورید. یا موقعِ خستگی استراحت میکنید. فقط موقع سریال و فیلم دیدن، جانِ هر کسی دوست دارید، فقط یک کار انجام بدهید. موقع غذا خوردن غذا بخوریم. موقع سریال دیدن وقت غذا خوردن نیست.
راز آرامش در زندگی چیست؟
فرزانه پاسخ داد:
زندگی بسیار ساده است، به آن شرط که شما آن زمان که دراز کشیدهاید فقط دراز کشیده باشید،
و زمانی که راه میروید فقط راه بروید،
زمانی که غذا میخورید فقط غذا بخورید،
و به همین ترتیب نیز همۀ کارهایتان را انجام دهید.
زیرا آن زمان که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که کی بلند شوید،
زمانی که بلند شدید فکر میکنید که بعد آن باید کجا بروید،
زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه بخورید و به همین ترتیب...
فکر و ذهن شما همیشه یک قدم جلوتر از آن لحظهای است که خود شما هستید.
همین باعث میشود که نتوانید از اکنون لذت ببرید.
غافل از اینکه معجزۀ زندگی تنها وقتی اتفاق میافتد که درک کنید بهترین لحظه همین لحظه است.
بیحوصلگی. انسان هیچ چیز را آنقدر تحملناپذیر نمیداند که بودن در وضع آرامش کامل، بیهیچ شور و هیجان، بیهیچ مشغولیت، بیهیچ سرگرمی و انصراف خاطر، بیهیچ کشش و کوشش.
پس از آن است که با هیچاهیچی، تنهایی، نارسایی، وابستگی، درماندگی، تهیگی روبهرو میشود.
و به یکباره از ژرفای روح او ملالت، دلتنگی، افسردگی، آزردگی، بیزاری، یاس غلیان میکند.
- بلز پاسکال | فارسیی اکبر معصومبیگی
سخنِ پاسکال را به خودم میگیرم.
وقتی انسان همه چیز را در خودش داره دنبال چی میگرده. وقتی خودش هستی و زندگیه. چرا آرامشِ خودمو با جدلهای بیخود از بین میبرم. بیحوصلگیام و آرامشم.
وقتی آرزویی نباشد، همه چیز در صلح و آرامش است
ریش هایِ پناهنده / : شماره میکنه
بی رفت و آمد / رها میکردی
: دنبال کسی میگردد
بر نمیگردد ماهیهایِ دروغگو
پیادهرو هوایِ ساز کرده
تنها دهان بازمانده هنگامِ خوردنِ چای
میانِ بی آرزویِ دستِ دیگری
" استخوانهایِ پادزهری "
سه جشنِ پیروزی
«لباسِ کوچکی بمیرد»
از درهیِ عمیقی که همیشه جشنواره است
راستِ خیابان / سفید
- - -
امیر قاضیپور

هر روز باید یک فیلم خوب دید. مشکل بشر از اونجا ناشی میشه که حتا یک نفر هم نمیتونه در آسایش و آرامش در یک اتاق زندگی کنه؛ چه برسه به سه خواهر. اما وقتی "دائو دِ جینگ" درست کار کنه، خانه پُر از نور و آرامش میشه. سه تا بازیِ عالی از سه زن بازیگرِ فیلم سه دختر او (His Three Daughter )، ساختهی Azazel Jacobs. فیلم " سه دختر او " چقدر زنده و واقعیست. نفس به نفسِ بازیگرها ، انگار در ردیف اول تئاتر در حال دیدن هستم. جا داره فیلم سه دختر او بخاطر موضوعش در جمع خانواده و دوستان دیده بشه. روی این فیلم، جمع یک خانواده و دوستان، گفتگو کنند. زندگی تکرار است. تو این نمایشی که از تکرارها داریم، تجدید نظر اتفاق میفته. و این فهمیدنِ مفهومِ تکرار و تجدید نظر، مهمه.
خلاصه داستانِ فیلم :سه خواهر در آپارتمانی در نیویورک گرد هم میآیند تا از پدر بیمارشان مراقبت کنند و سعی میکنند رابطهشان را با یکدیگر اصلاح کنند....

بدونِ اینستاگرام و شبکههای اجتماعی، نمیشه زندگی کرد. اگر اینستاگرام نبود، هزاران نفر در جهان، بخاطر نبودِ اطلاعرسانی کشته شده بودند یا از بین رفته بودند. یا اتقافات ناگوار بیشتری را شاهد بودیم. این از خوبیهای شبکههای اجتماعی است. بدی آن خشونتیست که شبانهروز هر کس دارد. با نمایش بیش از اندازه خود، با سطحینگری و ابتذالِ ۲۴ساعته. خشونتِ نمایش و نمایشِ خشونتِ بی پایان . وقتی منی محو نمیشود و مدام ایگو و هوا وهوس و منیت تولید و تقویت! میشود.
یک بدی اینستاگرام و فیسبوک ، هر وقت یکساعتی در آن هستم، نصف شدن باتری موبایلم هست. یکی از کارکنانِ اخراجی فیسبوک، فاش کرده بود که شرکت متا ( صاحب Instagram و Facebook ) به عمد، طوری طراحی شده است که بعد از بازدید یکیدوساعته ظرفیت باتری موبایل به نصف کاهش مییابد. گویا این نصف شدنِ باتری موبایل، آزمایشی در شرکت متا بوده است.
اینستاگرام، وقتی میخواهی صفحات محدودی را انتخاب کنی، مدام صفحه جدید پیشنهاد میدهد. این اسمش خشونت است. خشونتِ نمایش و بازارگرمیِ سلبریتیها و محصولات اقتصادی. مارک زاکربرگ مالک فیسبوک ، اینستا و واتسآپ ، شایسته محاکمه و جریمه مالیِ سنگین است. بخاطرِ همین موارد. میتوانیم حداقل حضورمان را در اینستا و شبکههای اجتماعی کم کنیم. برخی از دوستان شبها نمیخوابند و استراحت نمیکنند ؛ چون ۱۰ تا ۱۳-۱۲ ساعت در اینستاگرام مشغول هستند. سکون ، سکوت و آرامش چه میشود این وسط.
خدایا!
به من آرامشی بده
تا آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم، بپذیرم
و شجاعتی، تا آنچه را میتوانم ، تغییر دهم
و خردی ، که تفاوت این دو را تشخیص دهم.
شاعری هستم بدونِ کتاب شعرِ کاغذی