
توجه کردن به سینما. ارج گذاریِ صفحه فیلمزی ( Filmzi) به سینما، قابل تحسینه.
تو این نظرسنجی به فیلمهای غیرمتعارف و کمتر دیده شده سینمای ایران، بها داده شده. تو بیست فیلم برگزیده نام دو شاهکارِ کمتر دیده شده سینمای ایران فیلمهای " چشمه از آربی اُوانسیان " و " پسر ایران از مادرش بیاطلاع است " دیده میشه.
فریدون رهنما وقتی فیلم پسر ایران از مادرش بی اطلاع است را ساخته بود به خواهرش فریده رهنما گفته بود: " فیلمی ساختهام که هیچ کس خوشش نخواهد آمد. چون همه خودشان را در آن خواهند دید ". حال فیلم فریدون رهنما ( پسر ایران از مادرش بی اطلاع است)، در لیست فیلمهای برتر دهه ۵۰ قرار گرفته. خوشحال کنندست.
بعد از چند دهه، این نظرسنجی عیارِ جدیدی رو کرد. شاهکارهایی مثل "قضیه شکل اول، شکل دوم " از عباس کیارستمی کنارِ طبیعت بیجانِ سهراب شهیدثالث ، دایره مینا از داریوش مهرجویی، بنبست از پرویز صیاد، مغولهای پرویز کیمیاوی ، کندو از فریدون گله، شطرنج باد از محمدرضا اصلانی، درشکهچی از نصرت کریمی ، رگبار از بهرام بیضائی، بیتا از هژیر داریوش. این نظرسنجی را معتبرتر از نظرسنجی مجله فیلم در فیلمهای برگزیده میدانم. این فیلمها را در همین لحظه حال دوباره و چندباره میشود دید. این فیلمها فقط اسم نیست. هنر و شعر و سینماست.
نکته: طی چند دهه اخیر، بارها نام فیلم فریدون رهنما را در رسانههای اینترنتی و کاغذی اشتباه نوشتند. تو اسلایدِ بچههای فیلمزی، یکجا اسم فیلم رهنما را درست نوشتند: پسر ایران از مادرش بیاطلاع است. اما در همین تصویر، در گوشه چپ ، در پوسترِ جعلی فیلم به نام اشتباه پسر ایران از مادرش بیخبر است! آمده است.
فریده رهنما در اینباره میگوید:
فریدون رهنما همهیِ حرفش را در فیلم "پسر ایران از مادرش بیاطلاع است" زده است. روزنامههای تهران آن زمان حتا نام فیلم را هم به دلخواه خودشان عوض کردند و گذاشتند "پسر ایران از مادرش بی خبر است"! در حالی که در فیلم دیده میشود که این عنوان خبر یک روزنامه است. فریدون فکر نمیکرد که احتیاجی دارد زندگینامهیِ خودش را بنویسد اما این فیلم عصارهیِ آن چیزی بود که فریدون میاندیشید و با آن زندگی میکرد. سوئیس که بودم از او پرسیدم فیلم جدیدت چیست؟ گفت: یک فیلمی ساختم که این بار حتا یک نفر هم خوشش نخواهد آمد. چون همه خودشان را داخل آن میبینند.
شاعری هستم بدونِ کتاب شعرِ کاغذی