دوشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۴ | 22:31 | امیر قاضی پور -
بیشتر از معلمها، از کتابها، فیلمها، تصاویر و آثارِ ادبی و هنری آموختم. معلمهای ایدئولوژیک به منِ دهه شصتی چیزِ چندانی یاد ندادند. معلمهای اغلب بیسواد و عقدهای که کارهای ناشایست مثلِ تنبیه بدنی نیز داشتند. چندباری سرِ تنبیه بدنی جلویشان ایستادم و تهدیدشان کردم که تا اخراج و بیکاری آنها از مدرسه پیش میروم. و آنها را وادار به عقب نشینی کردم.
آموزگاران خوب من امروز لائو تزو ( Lao Tsu) در کتاب جاودانه دائو دِ جینگ ( Tao Te Ching) است. آموزگار من اکهارت تول ( Eckhart Tolle) در کتابهای سکون سخن میگوید ( Stillness Speaks) ، زمینی نو ( A New Earth) و نیروی حال ( The Power Of Now) است. اول بار که از اکهارت تول خوشم آمد، آنجا بود که در کتاب سکون سخن میگوید آورده بود که یک آموزگارِ معنوی چیزِ جدیدی برای شما ندارد. اکهارت تول چیزهای از یاد رفته را یادآوری کرد. من را به کودکی به صفر رساند. و اهمیت لحظه حال که تنها زمانِ واقعیست را او یادآور شد. اکهارت تُله یک پیروِ واقعی دائوست.
از دائو:
انسان خوب کسی نیست جز آموزگاری برای انسان بد
انسان بد کسی نیست جز چالشی برای انسان خوب
اگر این را درک نکنید، یقینا راه را گم میکنید؛
اگرچه بسیار باهوش باشید.
این راز بزرگ است.
آموزگار
دائو
اکهارت تُله
کتاب و فیلم
یکشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۴ | 10:8 | امیر قاضی پور -
زندگی در لحظه. خواب خوب شبانه با حرارت کم. نزدیک شدن به پاییز. شب مطبوعی داشتم. با آرامش و سکوت. البته من همیشه در حالت نیمه-خواب هستم. خواب در بیداری. همین آرامش شبانه چقدر زیباست.
وبلاگ نویسی و آرامش شبانهی یک شاعر.
شب مطبوع
آرامش
خواب خوب
سکوت
جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۴ | 2:4 | امیر قاضی پور -
دائو: منزلگاهِ اول و آخر
دائو
کلید اساسی برای درک واقعیت
در تمام مراحل
دائو اصلِ همه چیز است
در مراتبِ وجود
و تعیین کنندۀ طبیعت همه موجودات
و قوانین هستیِ آنها
دائو طریقِ وصول به حقیقت
راهِ کسب کمال و حقیقت مطلق
دائو منشا فضیلت است
و رستگاری هم جنبۀ وجودی دارد
و هم اخلاقی و هم فردی
و هم اجتماعی و هم بشری
و هم تکوینی
سکونت
دائو
منزلگاه
سکونت در دائو
سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴ | 6:11 | امیر قاضی پور -
سکوتِ شب زیباست. و ابتدای صبح. وقتی شب را با سکون و سکوت گذرانده باشی. بدونِ اذیت و آزارِ همسایه ناشی از صدای ماهواره. بله! سکون سخن میگوید. آرامشِ انسانی.
گرچه نیمشب باشد، بامداد اینجاست؛ گرچه سحر میآید، اکنون شامگاه است.
شبانگاه و روز فرقی ندارند. چیز یکسانی است که گاه شبانگاهش میخوانند و گاه روز. آنها یک چیزند.
سکوت
سکون
آرامش
شبانگاه
دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۴ | 2:5 | امیر قاضی پور -
قیمت میوه و هر چیزی که مثال بزنی بالاست. به عنوان یک گیاهخوار توانِ خرید انواع میوه و آجیل را ندارم. منِ آجیل خوار هستم. آجیل غذای منه؛ برای تفریح نمیخورم. قیمت یک کیلو خیار قلمی ۸۰ تا ۹۰ هزار تومن.
میوه فروشیها شلوغ نیست حتا پنجشنبه و جمعه. توانایی خرید ندارند مردم ایران. مسئولان کشور چقدر بیلیاقتی. این گرانیها ربط به شما دارد. وقتی دائو دِ جینگ و آیین کشورداری نمیدانید و هارت و پورت میکنید. و علاوه بر دولت که باعث گرانیست، کاسبها و مغازهدارها هم از این وضعیت سواستفاده میکنند. قیمت یک کیلو گلابی ۲۳۸ هزار تومن. عدد بده!
گرانی
آیین کشورداری
گرانی میوه
گیاهخواری
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴ | 4:52 | امیر قاضی پور -
نیروهای ضدملی در ایران
مخالفت با جمهوری اسلامی لزوما به معنای ملی بودن نیست. چشم بستن بر روی اپوزیسیون ضد ملی و وابسته و گرایشهای فاشیستی و تقلیل عرصه سیاسی به دو قطبی گمراهکننده و پوپولیستی موافقت و مخالفت با جمهوری اسلامی در ضدیت با ملیگرایی است. اخیرا حرکت جدیدی برای تحریف امر ملی از سوی مدافعان علنی و یا خجل جنگ دوازده روزه اسرائیل علیه ایران راه افتاده که باید هوشیار بود.
ملی بودن به حرف نیست؛ بلکه به عمل و رعایت همه معیارها است. نظم دولت ملت مبتنی بر تفکیک داخلی و خارجی است. شمول ملی نیروهایی را در بر میگیرد که به حاکمیت انحصاری شهروندان ایران در کشور و مرزبندی صریح دربرابر مداخله خارجیها وفادار هستند. در برابر تعرض و تهاجم به دولت «State» ایران بدون لکنت مخالفت کرده و پای میهن و ملت میایستند. البته از دیرباز این اصل در ایران به عنوان یک ملت قدیمی مطرح است.
علاوه بر این ملی یعنی همگانی و عمومی. ایران ملک مشاع همه ایرانیان پایبند به حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی است.
گرایشهای فاشیستی، ایدئولوژیهای انحصارساز، نیروهای نیابتی اسرائیل و آمریکا، روسوفیل و چینوفیلها و مدافعان استبداد و استعمار ضدملی هستند.
نوشته بالا از علیافشاری است.
ملی
ضدملی
ملی یعنی همگانی
یکپارچگی سرزمینی
پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ | 2:14 | امیر قاضی پور -
حاضر بودن واقعا چه معنایی دارد؟ به این معناست که درست در این لحظه، در اینجا- به طور کامل در اینجا - باشید. به این معناست که این همۀ آن چیزیست که وجود دارد. اکنون فردایی نیست، حتی دیروزی نیست و حتا یک ساعت بعد وجود ندارد. حالا، تنها چیزِ موجود است. بهرهمند شدن از نیرویِ حضور، یعنی با هوشیاری کامل به کاری که در دست دارید بپردازید و با لحظه در هم بیامیزید. به همین دلیل عامل بعدی تغییر ما حاضر بودن نام دارد. در زمانِ حال، تشخیص دادن این نکته است که این لحظه در زمان با همۀ لحظاتی که تا کنون تجربه کردهاید یا پس از این تجربه خواهید کرد ، تفاوت دارد. «حالا » اینجاست و تنها چیزی که هست.
دبی فورد ( Debbie Ford)
فارسیی : فرناز فرود
لحظه حال
حضور
power of now
دبی فورد
سه شنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۴ | 3:34 | امیر قاضی پور -
کلاسیک = مدرن
روز=شب
جوان =پیر
مرد=زن
کهنه =نو
دائو: وحدت اضداد. توازنِ اضداد
گرچه نیمشب باشد، بامداد اینجاست؛ گرچه سحر میآید، اکنون شامگاه است.
شبانگاه و روز فرقی ندارند. چیز یکسانی است که گاه شبانگاهش میخوانند و گاه روز. آنها یک چیزند.
یکسان
همسان
دائو
توازن اضداد
دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ | 2:4 | امیر قاضی پور -
متضاد نیستند عشق و نفرت. در کنار هم قرار میگیرند. از بابتِ عشق مادر و پدر به فرزند یا زن و شوهر. همانقدر که I Love You میگوییم، در جاهایی هم ابرازِ نفرت میکنیم. بدونِ کافران، مومنان چه اهمیتی دارند.
جالبه! پیش آمده در چند دقیقه نسبت به پدر و مادرت یا دوستان نزدیکت، دو حسِ متضاد داشتی. که در واقع متضاد نیستند. وحدت دارند. همسان هستند. جالبه! حتا سوتفاهم و برداشتِ غلط نسبت به افکار و اعمالمان باعث میشود توازن و وحدت اضداد را داشته باشیم.
کلاسیک = مدرن
روز=شب
جوان =پیر
مرد=زن
کهنه =نو
عشق و نفرت
وحدت اضداد
دائو
همسان
شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴ | 4:25 | امیر قاضی پور -
تو نمیدانی انسان معمولی یعنی چی
یک هیولا
جنایتکاری خطرناک
سازشکار
استعمارگر
نژادپرست
برده دار
میانمایه
● پازولینی، (1962) La Ricotta (پنیر بی نمک)
انسان معمولی
انسان
پنیر بی نمک
پازولینی
پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۴ | 2:5 | امیر قاضی پور -
رمانهای تاثیرگذار و دوست داشتنی
نامهای به جان گرین ( John Green)
نویسنده آزاد اندیش
آقای جان گرین عزیز! من شاعرِ ایرانی شما را اصلن نمیشناختم. اول فیلم نَحسی ستارههای بختِ ما ( The Fault In Our Stars) و بعد سریال در جستجوی آلاسکا ( Looking For Alaska) را دیدم. که اقتباس از اثرِ شما بود. بعد از دیدن فیلم و سریالی که از کارهای شما اقتباس شده است ، کتابهای شما را خواندم. کتابهای رمان شما حتا تاثیرگذارتر از فیلم و سریال بودند. حتمن نباید عهد جدید و عهد عتیق را فقط دید و خواند. روایت شما از یک زندگی و سَبکی و سنگینیِ گاه تحمل ناپذیرِ زندگی. و گاه تحمل پذیر. مگر شعر ، رمان و ادبیات، دنیای ما انسانها را سَبُک نمیکنند؟ و اثرِ شما زندگی را سَبُک میکند. در لحظاتی اثرِ شما منو به گریه میاندازَد و متاثر میکند. آقای جان گرین ، شما کتاب جاودانه دائو دِ جینگ ( Tao Te Ching ) را خواندهاید. وحدت اضداد و توازنِ اضداد را در زندگیِ واقعی و کتاب دائو دِ جینگ دیدهاید. کتابهای شما را کنارِ کتابهای محبوب تینایجریام مثلِ کتاب و فیلم مزایای منزوی بودن میگذارم. چه بشود شما در کتابهای خودتان از لحظه حال که تنها زمان واقعی است و دائو دِ جینگ، بنویسید. دائو همان تجربه زندگی روزمره است که شما هم در رمانهایتان داشتید و دارید. چه بشود از نوشتهها و درسهای اکهارت تول ( Eckhart Tolle) در رمان هایتان بهره ببرید.
کتابهای شما در ایران، به فارسی ترجمه شده است. حیف! که ترجمه فارسیِ کتابهای شما، با اندکی سانسور در ایران چاپ شده است. موارد سانسور خندهدار است. نشر آموت که کتاب The Fault In Our Stars را از شما چاپ کرده، بجای کلمه دوستپسر ( Boyfriend) و دوستدختر ( Girlfriend)، از کلمه نامزد! استفاده کرده است! یا مشروبات الکلی را به نوشیدنی تقلیل دادند. و برخی قسمتهای عاطفی و جنسی رمانهای شما مثلِ looking For Alaska را حذف کردند. البته من کتابهای شما را بزبان اصلی خواندم. خبر دارید کتاب صوتی از رمان شما با صدای آنالی طاهریان منتشر شده است. یازده ساعت کتاب صوتی از رمانِ شما.
خواندن کتابهای شما باعث وجد و شادیِ من است. حتا وقتی منو به گریه وا میدارَد. بینِ کتاب و سریال، کتاب شما کاملتر است. چه بشود کارگردان دیگری، کتاب The Fault In Our Stars را تبدیل به سریال کند. یا در کنارِ سریال Looking For Alaska ، یک فیلم دیگر از همین کتاب شما ساخته شود. میبینید چه قدر آثارِ شما را دوست دارم. سریال و فیلم اقتباسی از اثر شما را دوست دارم. آزاد اندیشیِ شما در رمانهایتان قابلِ ستایش است. سخنانِ معلم مذهبی در کتاب looking For Alaska از ناپایداریِِ زندگی بجا و درست نوشته شده است. از دائو میشود در رمانهایتان استفاده کنید. دائو در وجود همه انسانها هست.
امیر قاضی پور ( Amir ghazipoor)
یک شاعرِ ایرانی مقیم تهران
تابستان ۲۰۲۵
رمان
John green
در جستجوی آلاسکا
Looking For Alaska
چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۴ | 2:4 | امیر قاضی پور -
آی
فریاد طرح میزند در باد،
سایه سروی را.
( بگذار در این مزرعه گریه کنم)
همه چیز در جهان میشکند
و نمیماند چیزی مگر سکوت.
( بگذار در این مزرعه گریه کنم)
شرارههای آتش
افق مرده را میجوند.
( ترا گفتم، بگذار در این مزرعه گریه کنم.)
شعر بالا از فدریکو گارسیا لورکا ( Federico Garcia Lorca ) است. با ترجمه رضا معتمدی
سکوت
لورکا
شعر
Federico Garcia Lorca
سه شنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۴ | 2:13 | امیر قاضی پور -
به زندگیم که فکر میکنم میبینم کتابا همیشه نجاتم دادن، فیلما، سریالا، موزیکا نجاتم دادن.
کتاب خواندن
فیلم دیدن
نجات
سریال دیدن
یکشنبه نهم شهریور ۱۴۰۴ | 2:5 | امیر قاضی پور -
برخی سریالها را برای تفریح و سرگرمی و خنده میبینم. مثلِ سریال The Office که سه فصل اولشو-که خیلی لوس و آبکی بود- را دوست نداشتم. فصل ۴ و ۵ و ۶ را دوست داشتم و حالا در حالِ دیدنِ فصل هفتم سریال اداره ( The Office) هستم. و از دیدنِ سریال راضی هستم. موقعیتهایی که منو کلی میخندانَد. کارکنان پُر از اشتباه در یک اداره. زیباییِ کارِ این آدمها همان نقص و اشتباهات آنهاست. آدمهای پُر اشتباه پُر از احساساتِ متضاد که در نهایت توازنِ و وحدتِ اضداد را داریم. دوستی میگفت تو زندگیِ واقعیِ روزمره تو ادارهای که کار میکنه، موقعیتهایی مثل سریالِ The Office داشته. حسِ رقابت، تنش و انواعِ احساسات و سرخوشیها. سریال The Office همان تجربه زندگی روزمره است که در غالبِ سریال میبینم و لذت میبریم. بازیِ تکتک شخصیتهای سریال The Office را دوست دارم . از زنِ هندی تا Steve Carell در نقش مایکل و... Jenna Fischer در نقشِ پَم. هر روز باید یک سریال خوب دید. چی بشه یک روز یک کارگردان ایرانی در ایران، یک نسخه ایرانی از سریال The Office بسازه. خود آمریکاییها سریال اداره را متاثر از یک سریال انگلیسی به همین نامِ The Office که از شبکه بیبیسی پخش شده، ساختند. سریالی که در جهان محبوب شد.
مشخصات سریال The Office
سریال اداره (آفیس)
ژانر: کمدی
برنده یک جایزه گلدن گلوب, ۴۷ بار برنده جایزه و 186 بار نامزد دریافت جایزه.
شبکه: NBC
بازیگران: Steve Carell, Jenna Fischer, John Krasinski
وضعیت: به اتمام رسیده ۹ فصل
خلاصه داستان : داستان این سریال که کمدین دوست داشتنی استیو کارل نیز در آن حضور دارد، درباره گروهی کارمند است که در شرکتی مشغول به کارند. هر یک از این افراد عیبی منحصر به فرد دارند اما در راس آنها رئیس آنهاست که بیش از دیگران عیب دارد…
سریال اداره
نقص
The Office
زندگی
جمعه هفتم شهریور ۱۴۰۴ | 2:4 | امیر قاضی پور -
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
من که برخی اوقات در یک اتاق در سکون و آرامش هستم. و گاهی نه! وقتی تقلاها و تمناها و خواهشها وجودمو فرا میگیره. وقتی خواهشی نباشد، آرامش هست.
چقدر با سکون و سکوت و بیجنبشیِ رُمانِ مردی که خواب است ( The Man Who Sleeps ) ، احساس نزدیکی میکنم. خودمم تجربه کردم. سکوت و سکون در یک اتاق. بیمیلی و بیتوقعی و حتا بیتفاوتی که در مردی که خواب است، تصویر شده و با آن پیوند دارم. همچنانکه با سکوت ، سکون و صفحات سفیدِ شاهکارِ شانتال آکرمن ( Chantal Akerman) فیلم " من تو او مرد او زن " کاملن احساس نزدیکی میکنم.
آرامش
بیجنبشی
سکوت
مردی که خواب است
یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ | 6:48 | امیر قاضی پور -
بداهه نویسی
امیر قاضی پور
و امیر وزین
مثلِ سمعک مثلِ خیاط
را دوست داشتم
چه رَگ
چه گو
چه گا
در این میرزاده عشقی
ببخشید
رولتِ هومم نمی دونم چی :اسپانیایی
آهان خلوتی
اسلوب هندی شدی
خِرس
خرابهها...
اگر مرا در حالِ حرکت
شاید ( maybe )
زیباترین آوازِ بلبل
آدمها پرده برداشتهاند
تو در تنهایی خود یک بازیِ بی نقص شدی
نیایش مشغولِ ژولیت
دستمالِ توری شاید علیاکبر استاداسدی به خودمان گُل نزند
تا لباسِ نمایش یک درشکهچیست و ماهیست
مرزِ میانِ بازیگران و مخاطبان
اگر " خام-خوار "
شاید از این دکورِ سهمگین
پختنِ سوپ شاید در گوشماهیها اثر ندارد
وقتی سالاد را شاید با پرندگان، با " سیمون وِی" با پاسکال با سبکی دستهایِ تاریک شده از یقین
هر چه را خوانده بودم برایِ خودم سالاد کردم
دنبالِ کارِ " maybe " خواهند گشت
سُر خوردن هنگامِ استمنا . محتاج شدن به کلید
خورشید با مقعدش تابید
در این زنای شیزوفرنیک
نه خبری بی
نه این
نه چطور
بلکه چی
خارِ من
از آخرین نامه ی لیلیث
یک صاد باقی ماند هیسم یک
حق تعالی چونان زنبور است
گوگرد رییده حتی
ناخن. سلول اش
مرگ موم_عسل است
زنده باد شخصیتِ بادِ زنده
زندهباد ارضای چشمانِ تو
وقتِ قانونِ بازی / بازی نکردن / سفیدسازی
سورن کییر کگور چگونه شاعر شد
الهامش جدا شدن از نامزدش رگینه بود . رگینه بود که او را شاعر کرد
خوردن و نوشیدنی به بدن
تولید کردنِ چیزها . شیبدار بودنِ میز سورن کییر کگور. طوری که میتوانست بایستد
مال خود کردنِ چیزها اصلن قدغن بود . ممنوع نبود مثلِ" فیلم گربهیِ کوچکِ عجیب"
مادر سالم . باباتوم آمد خانه
از قوهی جنسی . از سینهها از فیلم سکوتِ برگمان در فضایِ بیمارستانیِ فیلم سکوت، شعر ساختن
من از بیفایدگی شعرا بیشتر خوشم میآمد
گذرگاهی که سکوت. دلالت بر بیملاحضگی
من باید از طرف جمع سخن میگفتم از طرف خودم سخن گفتم
بدونِ احساسِ مسئولیت بچه را پس انداختن و شاعر نشدن
سورن کییر کگور از ازدواج دفاع میکرد . اما خودش شاعر شد نه ازدواج
ازدواج : فیلم love از گاسپار نوئه
ازدواج نکردن . کییر کگور اصرار داشت عیاشیهایش را برای نامزدش تعریف کند
بدونِ جنسیت کدام شعر
من شعرِ من تو او مرد او زن از شانتال آکرمن را انتخاب کردم و تکهتکه سفیدسازی کردم
کدام تاخیر. وقتی تمام بارانها را میشود ممکن کرد .
فقط تعویق است فقط واسازیست . فقط شیره را اندام را مکیدن است . شاید هم مکیدن کار زشتیست . زن به مکیدن؟
بداهه نویسی
امیر وزین
امیر قاضیپور
شعر