دیدنِ یک سریالِ عالی به نام ایرما وپ ( Irma Vep) ، ساخته "اولیویه آسایاس" که قبلن شاهکارِ " ابرهای سیلس ماریا " را از او دیدهام. در این سریالِ هشت قسمتی، با بازیگرانی روبرو هستیم که زندگیِ شخصیشان را جلویِ دوربین، به تصویر میکشند؛ در کنارِ تصویرِ خیالیکه در بازسازیِ یک اثرِ خونآشامیِ صامت دارند. ارزشگذاری به هنر با استفاده از بازآفرینیِ یک اثرِ صامت دورانِ کلاسیک که بدان مرتب استناد میشود. وقتی در لحظاتِ صامت، بجایِ شنیدنِ دیالوگها، فیلم را میبینیم. تاکید خوبیه که سینما هنرِ تصویریه. "ایرما وپ" به شخصیتهایش اجازه میدهد در فضایی رها و آزاد خودشان را به بهترین نحو بروز دهند. تمامِ داستانها از قبل گفته شده، نوعِ نگاهِ کارگردان و فیلمنامهنویس، سریال را از یکسری داستانهایِ آبکی و سطحی ارتقا داده، به درونِ شخصیتها میبرد. شخصیتهایی که بدونِ سانسور تصویر میشوند؛ با تمام نفسانیتی که دارند. اونم در سریالی که ماجرایِ بازآفرینیِ یک فیلم، موضوعِ سریال است. در واقع تم اصلی ایرما وپ، عشق به سینماست. جادویی که سینما دارد. هر روز باید یک سریال خوب دید. بازیگرِ سوئدی ، خانم Alicia Vikander از خوبهای بازیگری است که در این سریال، از دقایقِ اول تا آخر، بازیِ او را دنبال کردم. جادو ، فراواقعیت و واقعیت در سینما در سریالِ ایرما وپ خوب تصویر شده است. از همه مهمتر متافیزیکی که سینما دارد. سریال ایرما وپ محصولِ کمپانیِ خلاق A24 در پیوند با شبکه کاملن سینمایی HBO است .
شاعری هستم بدونِ کتاب شعرِ کاغذی