ضربدر زدن ضربدر زدن
لاله هادر وهله ی اول
خون از بدنم می رفت " جعبه فقط آینه "
بازیافتت چروک یافته بدن،رفته درخت، جاودانه
از میان انگشتانم ضربه زدن هوای تازه
آن ها حتا توی آن تنگ شیشه ای حتا ماهی نیستند
تشدیدنیست در میان انگشتانم در میان مه
دندان های زرد از میان اکسیژن،
تنم را به جراحان بسپر مرا تسخیر برایم چنگ یا سم بیار
تمام روزبمیرن خوراکی ها تمام روزلاتین هجاهای نامفهوم
کلیسای یک درخت
داربست های نادیده بلوای سبزها
بی رنگ مثل پوست دهان
" ماهی هم بی رحم است "
شاتوت هم غروب ها را رنج می برد
" رنگ پریدگی شاتوت ها دیدنی نیست "
" خون همه از بدنشان "
مهم نیست بشقابهای بیمارستان نفس مردگان داشته باشد
میل به کشته شدن
درآب ،جیغ می کشن
امیر قاضی پور
۹فروردین ۱۳۹۰
شاعری هستم بدونِ کتاب شعرِ کاغذی