شعر(ها) . تاریخ (ها).
 

طبقه بندی  گفتگو :عادی

سطح کارشناسی:عالی

نوع گفتگو :بسیار روان

گفتگو کننده : امیر قاضی پور - محمد فراهانی

تنظیم کفتگو :محمد فراهانی

نحوه بر خورد با گفتگو کننده :عالی

زمان گفتگو:2 ساعت

زمان پیاده سازی :10 ساعت

 

احمد پورفلاح

تحصیلات: فوق لیسانس

رشته تحصیلی: مدیریت صنعتی

محل خدمت: تهران

محل تولد: کرج

 

 

سمتهای قبلی:

. عضو هیات علمیوزارت علوم و آموزش عالی

. عضو هیات مدیره موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک)

. عضو کمیته جذب ایرانیان متخصص خارج از کشور

. قائم مقام مدیر عامل شرکت تولیدی و صنعتی راف

. رئیس هیات مدیره شرکت شیمیایی تیراژه

. عضو هیات مدیره شرکت صنعتی هواپاک

. نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار

. نماینده کمیسیونهای صنعت و بازرگانی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران – اتاق تهران

. عضو کمیته تدوین قانون صنعت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران

. عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ایران

. نایب رئیس هیات مدیره اتاق بازرگانی ایران و استرالیا

 

 

مسئولیتهای فعلی:

. مدیر عامل و نایب رئیس هیات مدیره شرکت سکوایران

. عضو هیات مدیره شرکت سکوپاکستان

. قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق بازرگانی ایران و ایتالیا

. عضو هیات مدیره انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران

. عضو شورای مرکزی کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بین الملل (ICC)

. عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران

. عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران

 

 گفتگو با آقای احمد پورفلاح، دبیر کمیسیون صنعت

   امروز صنعت کمی احترام خودش را بازیافته است

 

سوتیتر: اصلا معنی ندارد که دولت تشکل بخش خصوصی را شکل بدهد، نظارت بر آن، به آن شکل معنا ندارد تا چه برسد به اینکه اداره بکند. این مطلب را به آقای وزیر بازرگانی گفتم و واکنش تندی را شاهد بودم

سوتیتر: اگر دولت می توانست صنعت اداره بکند که خودش به این نتیجه نمی رسید که این واگذاری ها را انجام بدهد و از بالاترین مقامات مملکت توصیه کنند که 1404 باید به این چشم انداز برسیم یا اصل 44 باید به صورت جدی پیاده بشود. بنابراین اینکه دولت تاجر خوبی نیست که مشخص است! و به نحو اولی صنعت گر خوبی هم نیست

 

 

1- در این استراتژی توسعه صادرات بر چه محورهایی در حوزه صنعت به ویژه بخش خصوصی استوار شده است؟

: در واژه ها به صادرات بها داده شده ولی هیچ هدف مشخصی دیده نشده به عنوان مثال در سال قبل ما به رقم بیست میلیارد رسیدیم، حالا در برنامه ی 89 دیدم پیش بینی بیست و هشت میلیارد شده ولی از نظر کمی در برنامه چیزی دیده نشده. در صندوق ذخیره دیده شده که دولت در جاهایی که لازم است بخش اقتصاد را کمک کند که در آن تناقض وجود دارد، یکجا گفته هیئت امنا در جایی که تشخیص می دهد حق برداشت از صندوق ذخیره ی ارزی را دارد، یکجا هم گفت که دولت در برنامه های جاری حق برداشت را ندارد، یعنی معنی اش این است که در برنامه های عمرانی دارد، این تناقض است. به طور مشخص روی صادرات و صادرات صنعتی به صورت واژه ای تاکید شده ولی چه کار باید بکند که صادرات ما وضعیت متعادل بگیرد، به طور مثال در مورد نرخ ارز تکلیف را معلوم نکرده که قرار است به صورت تکلیفی و دستوری باشد (این چیزی که الان هست)، به صورت شناور باشد (عرضه و تقاضا تعیین کند)، یا به صورت شناور مدیریت شده باشد (که ما امروز دنبالش هستیم). معتقدیم که اگر رها کنند یک مرتبه دلار سه هزارتومان بشود و یک مقدار پول ملی هم ضعیف می شود، جنس گران و تورم دامن زده بشود و نه آنقدر دستوری نرخ ارز پایین نگه داشته بشود که صادرکننده های ما شانس رقابت در بازارهای جهانی را نداشته باشند. می دانیم که وقتی در مملکتی تورم می رود بالا، نهایتا قیمت تمام شده ی کالا نیز بالا می رود. چون بر اساس نرخ تورم بهره ی بانکی و دستمزد تعیین می شود که نرخ تولید واحد را نیز بالا می برد. بنابراین در دنیا که چنین تورم و هزینه هایی ندارند و به تولیدشان تحمیل نمی کنند، قیمت تمام شده شان نیز از ما پایین تر می رود. وقتی ما جنسی را برای فروش عرضه می کنیم که قیمتش آنجا سه دلار است و قیمت تمام شده اش برای ما چهار دلار بوده است تبعا ما شانس رقابت نداریم. بنابراین انتظارمان این است که تکلیف یک سری مسائل در ارتباط با صادرات که تعیین کننده است روشن بشود، نرخ ارز و سیاست خارجی. ما مدتهاست که درخواست کرده ایم که مسائل سیاسی را با مسائل اقتصادی قاطی نکنید و ضمن اینکه ما باید پیگیر مسائل سیاسی مان باشیم که به ما زور نگویند ولی مانند خیلی از کشورهای دیگر با هر تنش سیاسی شاهرگهای اقتصادیمان را قطع نکنیم چراکه این در آینده برای جایگزین شدنش ممکن است یک نسل طول بکشد. به طور مثال وقتی ما به کره جنس صادر می کنیم، اگر شرکت ایکس کره در تبلیغاتش از چیزی استفاده کرد که برخلاف حیثیت ایرانی و اسلامی ما بود، ما با پدیده های سیاسی جوابشان را بدهیم ولی هیچ وقت به صادرکننده مان نگوییم که دیگر شما نمی توانید جنس صادر کنید چراکه در آینده که روابط با کره مجددا برقرار شد سه نسل طول می کشد که آن صادرکننده ی ما بتواند دوباره بازار خود را برای صادرات همان محصول ایجاد و برقرار کند.

 

2- چرا به این گفته های شما ترتیب اثر داده نمی شود؟

: البته در حال بهتر شدن است اما تا روزی که ما نفت داریم، درآمد بالا داریم، بیست میلیارد دلار در مقابل هشتاد میلیارد دلار آنچنان رقمی نیست که اگر کم بیاورند دولت صدمه ببیند، اما در زمانهایی که درآمد دولت کم می شود مشاهده می کنیم که توجه دولت به صنعت و صادرات بیشتر می شود. بهتر شده، کمااینکه در سال 88 یکی از آلترناتیوهایی که از برنامه جلوتر بود صادرات غیرنفتی مان بود و این نشان می دهد که یک مقدار دارد توجه می شود. یک مواقعی بود که از صادرات به مانند تولید مالیات می گرفتند اما امروز نمی گیرند و این نشان از مقداری توجه می دهد. یک روزی بود که اعتبار صادراتی نمی دادند و به صادرکننده می گفتند که اگر می خواهی جنسی را صادر بکنی همه را باید از جیب مبارکت تامین بکنی، بیمه هم نمی کنیم و اگر در مالزی جنست را قاچاقچیان زدند به ما ربطی ندارد. اما امروز می گوید ما به شما از طریق بانک توسعه ی صادرات اعتبار می دهیم و صادرات شما را بیمه هم می کنیم که اگر دچار خسارت شدید بتوانیم قسمت اعظم اش را جبران کنیم. منکر و بی انصاف نباید بشویم که خیلی از این موارد بدلیل این پافشاری ها تغییر کرده. قبلا تصور اینگونه بود که صادرکننده پول اش را به ایران برنمی گرداند و همانجا با خرید ملک و چیزهای دیگر آن را خرج می کند اما بعدا فهمیدند که اگر صادرکننده اصل سرمایه اش را برنگرداند که نمی تواند دوباره صادر بکند، یعنی این سرمایه یک بار مصرف که نیست. پس دیدگاه ها عوض شده و حتی به صادرات جایزه می دهند که به این میزان جایزه در برنامه باید بیشتر می پرداختند؛ مشوق های صادراتی در برنامه کم رنگ است. چینی ها برای اینکه صادرکننده ها دستشان باز باشد در بحران های جهانی، اگر برای صادرکننده هایشان مشکلی ایجاد شود و نتوانند جنسشان را فروش برسانند، خود ِ دولت چین آن جنس را می خرد و نگهداری کرده و به مصرف داخلی می رساند و نمی گذارد در انبار صادرکننده بماند تا برشکست شده و پشت میله های زندان برود. به همین دلیل این حمایت ها باید در این برنامه کمی شفاف تر بشود. نه اینکه نخواهند ولی دیر متوجه این مشکلاتی که هست می شوند.

 

3- حوزه کسب و کار و رونق آن در استراتژی مذکور (یا برنامه مذکور) با چه موانعی روبرو است؟

: برای ایجاد فضای مناسب در حوزه ی کسب و کار ما تا به حال خیلی جاها رفته و حرف زده ایم و کارگروه های زیادی وجود دارد و من هفت مورد را به آقای رییس جمهور گفتم که همه در همین چهارچوب بود. به طور مثال امنیت سرمایه گذاری باید وجود داشته باشد، یعنی من که عمر و سرمایه ام را می گذارم، اگر از بانک وام می گیرم باید تعهدش را خودم بدهم که سال قبل هم این را شدیدتر کردند که البته لغو شد. امنیت یعنی اینکه من خیالم راحت باشد که وقتی به صورت مشارکتی با بانک کار می کنم و در آینده سیستم بانکی به مشکل نقدینگی دچار شد، نگویند خیلی از شرکت ها بدهی شان را به بانک ها نداده اند و بانک ها نتوانستد تعهدشان را نسبت به بانک مرکزی انجام بدهند بنابراین شما طرحتان نیمه کاره است و ما دیگر نمی توانیم تعهدمان را انجام بدهیم، این چه مشارکتی است؟ یا اینکه شما طرحتان را تکمیل کرده اید اما وقتی به تولید رسیدید چینی ها آمدند و بازار را از شما گرفتند حالا خودتان باید قسط اش را بپردازید؛ این چه مشارکتی ست که در سود شریک است اما در زیان مدعی و حتی دشمن شما می شود و با دستبند به زندان می برد.

ایجاد فضای کسب و کار یعنی اینکه حتی قوانینی که الان وجود دارد ضعف دارد و البته خیلی از آنها رفع شده است، همین قوانین درست اجرا شود، همین ها تفسیر نشود، اگر من جایی با یک نهاد دولتی درگیر بشوم و چون من بخش خصوصی هستم و زورشان به من می رسد به نفع آن قوی تر تفسیر نکنند. در مورد فضای کسب و کار بارها گفته ایم که این قانون کار، قانون خوبی ست. من خودم عضو شورای عالی کار بوده ام و گفتم که این قانون خوبی ست منتها برای اشخاصی که هم اکنون شاغل هستند اما برای مشاغل آینده فضای خوبی را ایجاد نمی کند چراکه در شرایط کار استخدام صورت می گیرد و وقتی کار نباشد استخدام نیز انجام نمی شود و به سمت اتوماسیون کشیده می شود و آنوقت اشتغال به اینجایی که هستیم می رسد. به همین دلیل بازنگری در قانون کار را خواستاریم. حذف بوروکراسی را خواسته ایم چراکه هنوز در سیستم ما چرخش کارها به صورت کُند و وقت گیر انجام می شود و خواهش کردیم که تسریع بکنند. پس برای اشتغال آفرینی هم خواستار ایجاد شرایط مساوی برای دو طرف هستیم و اینکه بوروکراسی و ایجاد شرایط یک طرفه نیز از بین برود. برای سرمایه گذار کار فرهنگی صورت گیرد و سرمایه گذار به چشم یک آدم مزاحم و منفعت طلب دیده نشود.

 

4- واردات بی حد و حصر و ورود میلیاردها دلار کالای قاچاق بر حوزه کسب و کار مذکور چه تبعاتی را بر جای خواهد گذاشت؟

: مملکت بدون واردات اصلا معنی و توجیه اقتصادی ندارد، تولید یک سری محصول در دنیا اگر میزان تقاضا به اندازه ی کافی وجود نداشته باشد بنابراین تولید داخلی اش توجیه اقتصادی نیز نخواهد داشت. پس واردات یک امر ضروری ست به خصوص اگر به صادراتی که بتواند در جهان رقابت داشته باشد می اندیشیم چراکه ما در خیلی از زمینه ها مواد اولیه، تکنولوژی و دانش فنی خوب نداریم. ولی واردات با هدف تولید باید انجام بشود و نه با هدف مصرف، و تولید با هدف صادرات باید انجام شود، یعنی نیاز داخلی را تامین کند و هدف نهایی اش صادرات باشد. به طور مثال ما ورق مرغوب از آلمان وارد بکنیم و با ارزش افزوده آن را تبدیل به پروفیل کرده و به تاجیکستان صادر کنیم. اما در مورد قاچاق که سالانه به وجود رقمی بسیار بالا تا حدود بیست میلیارد دلار اشاره می کنند خیلی وحشتناک است یعنی معادل صادرات صنعتی و غیرنفتی مان و یک سوم واردات رسمی ما واردات قاچاق است که این به موارد مختلف بستگی دارد و انصافا دولت در این زمینه فعالیت و هزینه ی زیادی انجام داده. اما باید تعرفه ها کارشناسی بشود یعنی وقتی تعرفه ها بالا می رود و جنس گران تمام می شود آن وقت قاچاق برای قاچاقچی سودآور می شود. به هرحال این پدیده ی زشت وجود دارد و در مورد اجناس دیگر بهداشت را حتی به خطر می اندازد و در مورد اجناس صنعتی نیز همچنان وجود دارد. دولت نسبت به این مسئله حساس است و کارگروه های زیادی تشکل شده که به تدریج راه حل هایی بیابیم که با تعدیل و نه حذف تعرفه و افزایش عرضه، بار از روی دوش تولیدکننده کم شود. حمایت از تولیدکننده ی داخلی یکی از راه کارهای مبارزه با این مسئله است.

 

5- در استراتژی مورد بحث رقابت در داخل و محیط بین‌الملل و منطقه‌ای و شدت رقابت و اندازه آن به ویژه در داخل با توجه به شرکت‌های رقیب چگونه دیده شده است؟

: توصیه در این زمینه ها شده ولی رکوردهای کمی و راه دسترسی به آن دیده نشده. به طور مثال در رقابت های جهانی، نرخ ارز، حمایت های بیمه ای، عدم مداخلات و کم بودن تنش های سیاسی، رفتن در تشکل های اقتصادی، هم پیمان بودن با خیلی از کشورها خیلی تعیین کننده است. الان کشورها به قطب های مختلفی تبدیل شده اند و در دل یکدیگر جنس هایشان را به فروش می رسانند. ما باید در این پیمان های منطقه ای بیشتر حضور داشته باشیم و تقویت کنیم و به آنها با دید سیاسی نگاه نکنیم بلکه با دید اقتصادی به آنها بنگریم. ما اگر قرار باشد در خانواده و تشکل های اقتصادی دنیا پذیرفته نشویم، نه به ما به تدریج جنس می فروشند و نه از ما می خرند پس ما باید مسائل سیاسی را جدا کنیم. در WTO غفلت کردیم چراکه سالها مسئولین اولیه می گفتند اینها آدم های سلامتی نیستند و در آنها کشورهای ناباب و قدرتهای زورگو وجود دارند بنابراین دلیل نداره که ما برویم عضو بشویم. بیست سال پیش گفتم که اگر شما بروید فکر می کنید فرش قرمز جلوی پایتان پهن می کنند؟ عربستان که در کمپ آمریکاست دوازده سال طول کشید و چین که در کمپ غرب است ببینید چند سال طول کشید که پذیرفته بشوند و کلی کشور داریم که در نوبت مانده اند و البته طبق آمار در آسیا تنها سه یا چهار کشور هستند که نتوانستن حضور یابند مثل افغانستان و تاجیکستان یا ایران بقیه همه به WTO پیوسته اند.

 

6- در توسعه صادرات از کدامیک از الگوهای زیر تبعیت خواهیم کرد و چرا؟ (درحوزه صنعت و بخش خصوصی) الف: پیوستن به یک برند جهانی و تولید بخشی از لوازم آن. ب: ایجاد یک برند تولیدی خاص و تصرف بازارهای هدف. ج: صادرات صنایعی که به هر نحوی ممکن است موفق باشند (بدون نقشه راه)

: به نظر من هر سه. یعنی مواقعی برند خوبی در دنیا تولید می شود و ما به آن نزدیک می شویم، می گوییم ما هم می خواهیم در ایران با این برند تولید بکنیم و بفروشیم به کشورهای CIS، برندی که مطرح و سرمایه گذاری شده، تاریخ و سابقه و تکنولوژی دارد. مواقعی هم هست که ما خودمان می توانیم سازه یا محصولی  را در اینجا برندسازی بکنیم که مزیتی در آن نهفته باشد، به طور مثال در پتروشیمی بتوانیم پودر شوینده ای بسازیم با آرم و خصوصیات خاصی که با آن برند بتوانیم بازارهای منطقه را تصرف کنیم. می توانیم برند فرشمان را حفظ کرده و روی آن کار بکنیم و با برند خودمان در بازارهای دنیا عرضه کنیم. و می توانیم روی هر چیزی که در دنیا تقاضا و خریدار برایش وجود دارد مطالعه و کارشناسی کنیم چراکه ما در اقتصاد معتقدیم هر چیزی بسازیم یک جایی در دنیا مصرف کننده دارد ولی باید پیدایش کنیم و توجیه اقتصادی اش را بررسی کنیم. بنابراین من خودمان را محدود در یکی از این گزینه ها نمی بینم.

 

7- در توسعه صادرات از نظر شما باید بر چه الگویی متمرکز شویم؟

در توسعه ی صادرات در درجه اول روی اقلامی کار بکنیم که دارای مزیت محیطی هست برای ما. به طور مثال ما بازار زعفرانمان را حفظ کنیم که در دنیا مزیت محیطی دارد یعنی در جای دیگر به این خوبی وجود ندارد که متاسفانه بد عمل کرده ایم، در خیلی از مناطق ناخالصی هایی در کارمان بوده که بعضی از کشورها مثل پاکستان دارند به این کار رو می آورند یا مزیت های دیگری داریم مثل پسته یا حتی در کشورمان تراکتور خوبی تولید می کنیم. در درجه ی اول چیزهایی که مزیت دارند باید بازارشان را حفظ و کامل بکنیم. پانزده سال پیش در آمریکا یک کیلو پسته عمل نمی آمد اما سال قبل تولید پسته ی آمریکا از نظر وزنی از ما بیشتر بود. ما اگر کشت و صنعتمان را توسعه می دادیم و وضعیت موجودمان را حفظ می کردیم اجازه نمی دادیم یکسری متقلب غیرمتخصص وارد این رشته بشود، اجازه نمی دادیم افلاتوکسین در پسته ی ما باشد و به دنیا صادر بکنیم و آزمایشگاه ها ببینند و رد بکنند. هول شدیم یک هو، بعضی بازارها برای ما باز شد مثل ارمنستان و آذربایجان جنس بردیم و مثل افغانستان بدون کنترل جنس ها رفت و یکسری تاجر فرصت طلب هم این وسط پیدا شدند و ما را خراب کردند و حالا نگران بازارمان در عراق هم هستیم. بنابراین حفظ بازار صادرات محصولاتی که مزیت دارند باید اولویت اول ما باشد.

 

8- آیا دولت از منظر کارشناسی در حوزه خصوصی سازی صنعتی و صنعتی سازی توان انتخاب و هدایت صنعت را دارد یا بخش خصوصی در این حوزه خود باید فعال باشد؟ به عبارت دیگر در توسعه صنعتی در قالب بخش خصوصی در لایحه برنامه پنجم اگر در دوسر طیف کنترل کامل و آزاد سازی کامل وجود داشته باشد صنعت حوزه خصوصی ایران بهتر است در کجای این دو سر طیف قرار داشته باشد؟

: اگر دولت می توانست صنعت اداره بکند که خودش به این نتیجه نمی رسید که این واگذاری ها را انجام بدهد و از بالاترین مقامات مملکت توصیه کنند که 1404 باید به این چشم انداز برسیم یا اصل 44 باید به صورت جدی پیاده بشود. بنابراین اینکه دولت تاجر خوبی نیست که مشخص است! و به نحو اولی صنعت گر خوبی هم نیست. دارند تصمیم می گیرند واگذار بکنند. در اعداد و ارقام آمد که تا امروز به بخش خصوصی واقعی بیش از ده درصد واگذار نشده. در خدمت آقای رییس جمهور یکی از خواسته هایم این بود که در بحث واگذاری هایتان اگر می خواهید فقط به کسب درآمد و رد دیون فکر بکنیم به نتیجه نمی رسیم، بیاییم برای تجربه و تخصص و فاکتور مدیریت هم ارزش قائل بشویم. در خصوصی سازی که در یکی شدن آلمان غربی و شرقی صورت گرفت، که در آلمان غربی همه ی واحدها در اختیار دولت بود، و وقتی یکی شدند گفتند باید برگردانیم و به کسانی که سابقه ی خوبی در صنعت و مدیریت آن داشتند پیشنهاد مدیریت کارخانه دیگری را بدون دریافت وجه با فقط قیمت یک مارک واگذار می کردند اما تعهد می کردند که از نیروی کار و تولید کاسته نشود. این بهادادن به تخصص و تجربه است و اداره ی یک واحد تجاری را به کسی داده اند که نگذارد آن واحد برشکست و کارگرها بیکار شوند. بحث من این است که دولت در این واگذاری ها لااقل در میان مدت به درآمد فکر بکند چراکه واحدهای واگذارشده به دلیل عدم و حتی سوء مدیریت ممکن است تبدیل به ملک شخصی شده و کارگران نیز بیکار و به بیمه ی بیکاری ارجاع داده می شوند  آن ملک بعد از مدتی برای ساخت و ساز بی رویه در نظر گرفته می شود و کارگرها روی دست دولت می مانند، تولید ناخالص ملی پایین می آید، تورم بالا می رود بنابراین مقوله ی خصوصی سازی باید برای برنامه ی پنجم، یک سوم راه را تا 1404 برود. چون در این پنج سال ما یک چهارم را از دست دادیم، یعنی ضمن اینکه هیچ کاری نکردیم، عقب هم افتادیم. حالا یک سوم آن انتظار بیست ساله را، باید هفت سال کار را در پنج سال بکنیم منتها از این به بعد هم درست عمل کنیم در غیر این صورت به آن چشم انداز نمی رسیم بنابراین در خصوصی سازی دولت باید نگرش اش را عوض کند. به طور مثال این واحدهایی که به پول رسیدند، واحدهایی که نه خصوصی اند و نه دولتی هستند و بینابین مانده اند و به صرف اینکه پول دارند چندتا واگذاری هم انجام شد ولی با سر و صدا و با مشکل روبرو شد. به نظر من مثلا اگر یک کارگاه آهک سازی در کرمان هست، بررسی کنند که چه کسی آدم آبرودار و متخصصی است و اداره ی آن را به او بدهند بدون دریافت پول و از او فقط مالیات بگیرند یا بابت اصلش از سود پنجاه درصد پرداخت کند. باید این رویه را پیش بگیرند.

 

 

9- دیپلماسی اقتصادی چه جایگاهی برای بازاریابی صنعتی بخش خصوصی بر اساس برنامه پنجم خواهد داشت؟ (مربوط به بحث تحریم‌ها)

: واقعیت این است که در بحث حمایت از تولید، محوری بودن تولید، حمایت از صنعت گر، این ها به صورت کلان و کلی بحث شده، این اعتقاد در دولت و مجلس هم به وجود آمده که باید صنعت و صنعت گر حمایت بشوند ولی راهکارهایش و رفع موانع تولید به طور مشخص دیده نشده که این ها خیلی مشخص است. وقتی به طور مثال می گوییم اگر بدلیل رکود اقتصادی یک گیرنده ی تسهیلات نتوانست پولش را بدهد دیگر جریمه اش نکنید، این باید در برنامه ها دیده بشود که من ِ صنعت گر احساس کنم که از نظر اقتصادی حمایت می شوم. به صورت کلی مطرح شده ولی در جزئیات کاملا نامشخص و مبهم است، باید در این مورد یک مقدار تسریح بشود، اگر آیین نامه هایش همزمان با خود ِ این برنامه ی پنجم تدوین می شد شاید ما متوجه یک سری از راه کارهایی که برای حمایت از صنعت انجام می شود در برنامه ی اقتصادی می شدیم ولی واقعا گنگ است.

 

10- هدفمندسازی یارانه‌ها تا چه اندازه صنایع بخش خصوصی را دچار تلاطم خواهد کرد و راه حل از نظر شما چیست؟

: در کارگروه بازتوضیح یارانه ها و صنعت که نماینده ی اتاق بازرگانی هستم گفتم که خوشبختانه دولت با نویدهایی که داده نباید واحدهای صنعتی نگران باشند. آخرین جلسه ای که با آقای محرابیان داشتیم، ما یک شورای مشاورین داریم با آقای محرابیان که انصافا هم وقت می گذارد و از ساعت شش و نیم شروع می شود تا ده-یازده شب که در آن جلسه به طور مشخص سوال من این بود که شما معتقدین که هجده درصد درآمدی که از حذف یارانه ها ایجاد می شود را باید صنایع بدهند، اگر بیست هزار میلیارد تومان می خواهید جمع بکنید، به مردم تقسیم کنید یا به صنایع برگردانید، هجده درصدش را از صنایع بگیرید یعنی سه و شش دهم میلیارد تومان را شما می خواهید از صنایع بگیرید و گفته اید که می خواهید سی درصد به صنایع برگردانید، معنی اش این است که در مقابل آن سه و شش دهم میلیارد تومان می خواهید شش هزار میلیارد تومان برگردانید به صنعت که اگر این اتفاق بیافتد به صنعت یک چیزی اضافه هم دارید می دهید ولی ما اطمینان نداریم چون دولت بدهکار خوبی نیست. امروز شما می خواهید برق را با من به چهاربرابر حساب کنید بعد بگویید آخر سال به شما این را برمی گردانیم اما ما امروز مشکل نقدینگی در واحد صنعتی داریم و دولت هم بدهکار خوبی نیست و امیدوار هم نیستم که سال آینده، آخر سال بگوید بفرما شما سال گذشته فلان قدر اضافی پول برق پرداخت کردی و این خدمت شما، گفتم امکان نداره. گفت نه اصلن نگران نباش قرار است قبل از اینکه یارانه ها حذف بشود ما به عنوان پیش پرداخت به واحدهایی که مصرف بالای انرژی دارند، به آن بیست و سه رشته ای که تعیین شده، پیش پرداخت بدهیم. گفتم جلل الخالق! اگر این طور باشد که اینجا بهشت می شود! من به آقای رییس جمهور هم همین را گفتم که ایشان هم با دست و دلبازی تایید کردند که همه ی این اتفاق ها می افتد و نگران نباشید. اما اگر به این تعهدها عمل نشود ما واقعن دچار مشکل می شویم چون یکی از مزیت های ما در ایران انرژی ارزان بود، یک موقع کارگر ارزان بود که آن از بین رفت با اینکه الان هم کارگران ما حقوق بالایی نمی گیرند با توجه به تورم و هزینه ها ولی واحدهای صنعتی هم قادر نیستند که هر سال به حقوق ها اضافه کنند. ولی اصل هدفمند کردن یارانه ها سخت مورد تایید و تاکید بخش خصوصی است و امیدواریم روزی در مملکت این اتفاق بیافتد.

 

11- آیا دیدگاه بخش خصوصی را در این باره (لایحه پنجم) خواسته‌اند از جمله شما؟

: گله ی ما در این مورد همین است که وقتی برنامه تدوین شد به ما گفتند که نظر بدهید، آن هم وقتی برنامه از دولت به مجلس رفت و مجلس بود که از ما خواست در حالی که در مراحل طراحی اگر این همدلی ها و هم فکری ها وجود داشته باشد در خروجی کمتر به اختلاف نظر و مشکلات برمی خوریم. متاسفانه در مراحل تدوین برنامه به صورت متمرکز از ما چیزی نخواستند، مثلا ما روی بحث رفع موانع تولید و هدفمندکردن یارانه ها جداگانه کار کردیم اما می گویند که این ها را که شما کار کردید ما به یک شکلی در برنامه ی پنجم دیدیم ولی ما می گوییم وقتی برنامه ی پنجم را تدوین می کردید ما باید در موارد اقتصادی اش نظر می دادیم.

 

12- برنامه مذکور تا چه اندازه قادر است انضباط مالی در حوزه صنعت و بخش خصوصی را رقم بزند و تورم و نرخ ارز در حوزه صنعت مربوط به بخش خصوصی چه شرایطی را برای بخش صنعت به ویژه بخش خصوصی رقم خواهد زد؟

: چون معیار کمی در برنامه دیده نشده، اظهار نظر دقیقی نمی شود کرد. از نظر کلی گویی واقعا این ها را جزو آرمان برنامه قلمداد کرده اند ولی راهکاری برایش ارائه نشده، متر و میزانی هم برایش مشخص نشده که بگوییم با توجه به این راهکاریی که دولت تعیین کرده ما به این هدف ها می رسیم، جزو دیدگاه ها هست ولی نحوه ی دستیابی به آن نامشخص است.

 

13- در این لایحه صنعت به ویژه صنعت بخش خصوصی به چه عنوان مطرح است؛ به عنوان محور توسعه یا به عنوان محور استقلال؟

: به طور مشخص هیچ کدام. محور استقلال که نه، واقعا واژه ای جدید است! و ما تا آنجا بخواهیم برویم راه زیادی داریم ولی محور، یا موتور محرکه ی اقتصاد، می تواند صنعت قلمداد بشود ولی به طور مشخص تا این حدی که مدعی باشیم این برنامه صنعت را محور قرار داده، نه! در مجموع چنین استنباطی از آن نمی شود کرد.

 

14- در ماده 140 برنامه پنجم دولت ساماندهی تشکل‌های غیردولتی فعال در بخش صنعت در راستای استراتژی صنعتی را بر عهده گرفته است. این ماده با اصل 44 قانون اساسی مبنی بر خصوصی سازی و دیگر اسناد بالادستی چه تضادی دارد و این تضاد چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت؟

: کاملا دو هدف گذاری دور از هم است. اصلا معنی ندارد که دولت تشکل بخش خصوصی را شکل بدهد، نظارت بر آن، به آن شکل معنا ندارد تا چه برسد به اینکه اداره بکند. این مطلب را به آقای وزیر بازرگانی گفتم و واکنش تندی را شاهد بودم. صد در صد این ماده باید حذف بشود. کمک بکند ولی اینکه خودش به عنوان مجری عمل بکند، نه! در خیلی از شرکت ها شروع کرده اند، شرکت های مهندسی در خیلی از وزارت خانه ها شروع کرده اند که یک جور تشکل مهندسی برای رشته ی مثلا آب یا کشاورزی یا معدن درست بکنند ولی متاسفانه قابل پیش بینی بود که انرژی بی خودی تلف می شود و به شکست منجر می شود که به شکست منجر شد. NGO و تشکل تعریفش در خودش است که حتی اگر یک فرد دولتی در آن باشد دیگر آن NGO نیست و آن تعریفی که الان NGO دارد، نخواهد داشت. بنابراین خواهش ما از دولت این است که در تشکیل این تشکل ها حالت قیومیتی و پدرسالاری را مطلقا نداشته باشد و اجازه بدهد که تشکل ها خودجوش از بین صاحبان آن رشته دور هم جمع بشوند و آن تشکل بوجود بیآید.

 

15- جایگاه تشکل‌های خاص در حوزه انتخاب و هدایت صنعت در بخش خصوصی چیست؟

: در برنامه که دیده نشده ولی خوشبختانه دولت همدلی کرده و کم کم شاهد شکل گرفتن این تشکل های خاص برای هدایت و حمایت از واحدهای صنعتی در خیلی از رشته ها شروع شده و می بینیم که این تشکل ها را در هر رشته فعالیتی امروز داریم که جوان هستند و هنوز کار گروهی کردن برای آن ها جا نیفتاده ولی عملا دولت در برنامه ی پنجم به آن شکل به آن نپرداخته ولی اتفاق میمونی ست که دارد می افتد.

 

16- در این باره تجربه کشورهای دیگر چیست؟

: کشورهایی که به طرف اقتصاد بازار و اقتصاد آزاد رفتند که نه تنها دولت ها نقشی در اداره ی این تشکل ها ندارد، بلکه این تشکل ها هستند که دولت را اداره می کنند. به عنوان مثال اگر اقتصاد ایتالیا را بررسی کنید متوجه می شوید که هزاران شرکت در سایز ِ اسمایل سایز و مدیوم سایز در حال فعالیت هستند که شرکت های کوچکی هستند که تشکل هایی آنها را به هم وصل کرده اند و به اقتصاد کلان کشوری مثل ایتالیا اثر می گذارند که دولت هیچ نقشی ندارد. در طراحی یک آیین نامه یک حداقل مشارکتی شده ولی اینکه دولت در مجمع های عمومی اش شرکت بکند، رییس و هیئت مدیره انتخاب بکند کاری که مثلا می بینم در فدراسیون ها و ورزشمان دارد اتفاق می افتد، کاری که در تامین اجتماعی اتفاق می افتد، تامین اجتماعی برای کارگرها و کارمندهاست ولی عملا مدیر عاملش را دولت انتخاب می کند. دخالت در تشکل تامین اجتماعی که تشکل بخش خصوصی ست که ایجاد شده پول بازنشستگی من و شما را بگیرد و وقتی بازنشسته شدیم به ما برگرداند یا خدای نکرده اگر مریض شدیم هزینه ی معالجه مان را بدهد، خب! این پول را از من و شما کم کرده اند برای چی باید دولت مدیر عاملش را تعیین کند؟

 

17- چرا اعتراض نمی کنند؟ چون خودشان سرمایه گذاری کرده اند.

: از ماست که بر ماست! این طور نیست که دولت هم نخواهد. دولت مگر کی ست؟ بعضی اوقات خود ما هستیم که در اجرا دست انداز ایجاد می کنیم برای دولت. در خیلی از واحدها که دولت دستور واگذاری داده است می بینیم کار پیش نمی رود، این امثال من و شماها هستیم که آن جا هستیم، مگر آدم هایی که در دولت کار می کنند چه کسانی هستند.

 

18-  در رابطه با خصوصی سازی چه کشورهایی تجربه ی مشابه شرایط ما را داشته اند و چگونه بوده؟ غیر از آلمان.

: تجربه ی ترکیه، روسیه که در مرحله ی انتقال به تورم های سه رقمی رسیدند ولی آنقدر سیستم مرکزی شان را خوب هدایت کردند و از تورم نترسیدند و به بانک مرکزی گفتند تورم آنقدر ترس ندارد که رکود ترس دارد، به خصوص که تورم در جهت تولید باشد. در تجربه ی واگذاری اینها، ترکیه ی بدون نفت در جهت خصوصی سازی کامل ببینید به کجا رسیده و نساجی و شیشه چقدر صادرات دارند، توریست چقدر پیشرفت کرده تا جایی که جذب توریست سالی چهل-پنجاه میلیارد دلار درآمد دارد و این نشان دهنده ی این است که زیرسیستم هایش خوب کار می کند. برزیل در آمریکای لاتین. تجربه ی موفق خصوصی سازی را کشورهای زیادی داشته اند.

 

19- احکام برنامه پنجم در حوزه صنعت و به ویژه بخش خصوصی تا چه اندازه قادر است به استراتژی صنعتی شدن با توجه به اسناد بالادستی تحقق بخشد؟ آیا این برنامه در کنار برنامه‌های دیگر قادر است رشد اقتصادی 8 درصد را رقم بزند؟ ( براساس اسناد بالادستی)

: اشاره کردم که برای بیست سال برنامه ی چشم انداز سالی هشت درصد رشد در تولید ناخالص ملی دیده شده بود که ما به یک و هشت دهم رسیدیم و امسال یک درصد پیش بینی می کنم که واقعا وحشتناک است. بنابراین نه، همه ی ما آرزویمان این است که در خاورمیانه یا در آسیا در این مسئله اول بشویم ولی با این حرف ها که نمی شود باید کار کرد. با این بوروکراسی بیمار نمی شود. با این شرایط ما معتقدیم در پایان برنامه ی پنج ساله هم افسوس زمانه ای که از دست داده ایم را خواهیم خورد. در این بازنگری باید صورت بگیرد که امیدواریم مرحله ای که در مجلس است توسط کمیسیون های مجلس با توجه به اینکه کلیاتش به تصویب رسیده اما وقتی برای هر ماده بحث می کنند نظر کسانی را که کار کرده اند و تجربه دارند در این زمینه نیز پرسیده شود.

 

20- شورای گفت و گوی دولت به مفهوم حاکمیتی آن و بخش خصوصی که اتاق بازرگانی ایران آن را مطرح کرده است در این زمینه تا چه اندازه می‌تواند موثر باشد؟ البته در صورت تصمیم گیر بودن نهاد مذکور ضرورت دارد نماینده اتاق ایران، نماینده دولت، نماینده مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگان کمیسیون صنعت مجلس حضور داشته باشند.

: بهرحال ما هر مذاکره و گفت و گویی را مفید می دانیم ولی هر مذاکره ای باید پرنسیپ های خودش را رعایت کند، یعنی تعادل و توازن بین دو طرف گفت و گو وجود داشته باشد. اصرار دارم که دولت در برنامه پنجم و برنامه های بعدی اش حضور بخش خصوصی را در نهادهای تصمیم گیر بیشتر ببیند. کما اینکه همیشه گفته ایم که چرا نباید رییس اتاق بازرگانی ایران در ترکیب هیئت دولت باشد. به نفع خودشان است که اول مسائل را با ما در میان بگذارند ما حتی بدون حق رای هم حاضریم برویم آنجا حرف بزنیم. چون بعضی از اینها که سوء نیت که ندارند و از ناآگاهی شان است و عدم اعتماد بر این اساس بوده که تا به حال تصور می کردند که بخش خصوصی بخشی فرصت طلب است.

 

21- بخش صنعت در حوزه بخش خصوصی در سیاست های کلان اقتصاد کشور از چه جایگاهی برخوردار است؟

: روزهایی بود که صنعت وزنی نداشت و تاثیر صنعت در تولید ناخالص ملی حدود هشت-نه درصد بود اما امروز صنعت دارای وزن شده و تا بیست و پنج در صد در تولید ناخالص ملی جا باز کرده یعنی یک چهارم فعل و انفعالات کشور به صنعت مربوط می شود. به خصوص در جاهایی که با بازارهای بین المللی مشکل پیدا کردیم مسئولین بلندمرتبه ی مملکت می گویند اصلن ما باکمان نیست که ما را تحریم کرده اند چراکه امروز صنعتی داریم خیلی از نیازهایمان را پاسخگوست و حالا کم کم متوجه می شوند که یک گنجی این گوشه بوده و ما به آن توجه نداشتیم و در شرایط تنگنا متوجه دارایی ها، موجودی ها و توانمندی هایمان می شویم. امروز صنعت کمی احترام خودش را بازیافته است.

 

22- در ماده 138 حوزه صنعت، لایحه پیشنهادی برنامه پنجم بر حمایت از سرمایه گذاری خطرپذیر در صنایع نوین که در اعتبارات بودجه سالانه منظور می‌شود اجازه داده شده بخشی از سرجمع کل تسهیلات اعطایی شامل اصل سود، و کارمزد تسهیلات اعطایی مورد بخشودگی قرارگیرد، این ماده تا چه اندازه با صنعت بخش خصوصی و رقابتی ساختن آن در توافق است. و پیآمد اجرای آن چیست؟

: این از بندهای واقعن خوب است و دولت هم بر روی نانوتکنولوژی ها و صنایع نوین مانور زیادی می کند ولی هنوز اجرا نشده و باید برویم جلو تا ببینیم چه اتفاقی می افتد ولی عنوانش امیدبخش است که مستلزم این است که مشکلاتمان را با دنیا کمتر بکنیم. امروز حتی جنس های خیلی ساده ای از دنیا برای ما بارگیری می شود که در گمرک ها می ماند که می گویند این ها مصرف دوگانه دارند و بنابراین جلویش را می گیرند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 15:15  توسط امیر قاضی پور  |