تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل - موشت

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

 

موشت

 

تاکنون غلتیدن موشت بیشتر به بازی کودکانه ای همانند بود ..

اصلن آدم می نشیند کنار کلمات

بخش بعدی زندگی فرشتگان

" فرشتگان گناه "

از اول که بزرگ می شوی

من این طور بزرگ نشدم

آنچه مهم است از آغاز

مهم نبوده

تور سفیدی که در سکانس مرگ

در فیلم " موشت " گرد او می پیچد

 جامه ی سفید به پیشواز مرگ رفت

" هر کس که مرگش را همراه خود

دارد. به سان میوه ای که

هسته اش "  *

تاکنون غلتیدن " موشت " بیشتر به بازی کودکانه ای

همانند بود

نمای ثابت آبگیر به پرده ای نقاشی می مانست

و هیچ اثری از مرگ دیده نمی شد

توری سفید گرد تنش پیچیده بود

صدای افتادن جسمی در آبگیر

او در مرز میان آب و خاک دراز کشیده بود

هیچ اثری از مرگ دیده نمی شد

 

* از ریلکه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 16:17  توسط امیر قاضی پور  |