تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل - لید

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

لید

یک روز بهاری من رفتم تو حیاط بنشینم.

دیگر حتمن نمی تواند یک نخل سوخته

ماه        با پیراهن سفید خفتی

اما رنگ با شما هست

گوشه پاک می کنی دم درها.

حق با شما هست

از مکث باکیت نیست.

در دل هم به شیر مادران می خندی

«یک سال سرم را که نمی توانیم»

از هوای پاک، باکیت نیست

مکث می ریزد بعد پوست استخوان

بیرون این نقطه از«ط» می مردم

«مکث نیستم»

می ریزد استخوان.

«مهلت از آمونیاک»

می بارد بالات

- تو می گذری -

یک،اما بعد رنگ تو را

بلوط را       زنگ اول

چیزی را که انداخت

                                    امیر قاضی پور

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 18:0  توسط امیر قاضی پور  |