زبان و خیابان صاحبش را حذف می کند
پلاکاردهایی که با لبخند بر زبانش
وقتی شیشه ها ترک خورد
استحاله و زبان می کردیم برای پایین آمدن
عابرها که راه می روند
تلاطم یک جاده که باز می ایستد
ماهی های بزرگ و زنده
بازگشت ناپذیری
بادکنکی که همه جا پرسه می زند
آدم ها مکان های مساعد
روی سنگ فرش خیابان:
" نقاشی کردن که جرم نیست "
عکسی زیباتر
با چهره هایی بیرون از کاغذ
امیر قاضی پور





