۱- اینکه بیضایی در " وقتی همه خوابیم " سطح نازل در پشت پرده سینما را نشان می دهد خود به خود جای " همایش برگزار نشده ابتذال در سینمای ایران " است و این کاریکا تورها از تهیه کننده و سرمایه دار و حتا اغراق و دسته بندی آدم های خوب و بد، با فرهنگ و بی فرهنگ / در این ابتذال سینما چه قدر بجاست. نه! اصلن باید شور این ابتذال را می دیدیم و بیضایی به خوبی شورش را درآورد.
۲- " وقتی همه خوابیم " را در سالن کوچک سینما سپیده دیدم. مثل یک صحنه عظیم تئاتر بود. انگار فضای کار به چند کوچه، چند آدم،چند مکان به عنوان معرف کل جامعه محدود شده بود بر خلاف کارهای " اینگمار برگمان " که کاملن تئاتریست این کار بیضایی را با تعدد نماها، تنوع چرخش دوربین و کنش های بازیگران و جلوه گری عناصر دور و نزدیک صحنه ( به قول مهرزاد دانش ) نمایش و خوش ساختی اثر به لحاظ اجراست.

۳- از هم پاشیدگی فیلم - اگر مقدمه چینی های داخل فیلم را نداشت - با اجرای اولیه فیلم می توانست پیچیده تر باشد. در کنار تاکیدهایی که در فیلم آمده است. امضا گرفتن، صدای دوربین های موبایل دار، این فضای بوجود آمده با تاکید بر امضا و ناامنی - فیلم را به سمت هیچکاکی بودن در برخی صحنه ها برد.
بر خلاف کسانی که فیلم را " تابلوی ناتمام " می دانند.( رضا کاظمی در مجله فیلم ) این فیلم همچون کارهای دیگر بیضایی انسجام دارد. پاره ی اول، پاره ی دوم، مقدمه چینی، اجرای موسیقی در جهت فضای کار ، کنش های بازیگران.. ای کاش تابلوی ناتمام بود. اما بیضایی به وجه درونی و بیرونی اثرش وفادار مانده و همه چیز را در غلظت تمام رعایت کرده است. اتفاقن " وقتی همه خوابیم " کاملترین فیلم بیضایی از لحاظ اجرا و کارگردانی ست. این به هم ریختگی اثر- که دیگران بدان اشاره می کنند - به هم ریختگی فضا و آدم هاست . حتا با اغراق زیاد که می بینیم که جاهایی هم آزار دهنده است
۴-پیشنهاد می کنم در کنار دیدن " وقتی همه خوابیم " مطالب پیرامون این فیلم را بخوانید. اگر در اینترنت عنوان فیلم را سرچ کنید : خواهید دید خرده گیری های ژورنالیست-منتقدان، نقطه قوت فیلم است. این سایه بیضایی ست که بر سر این جماعت سنگینی می کند . انصافن دوستان! تعصب به خرج ندهید مطالب کسانی که فیلم را دوست نداشته اند با دیدن فیلم مخلوط کنید.
۵- چه قدر این لحن و گفتار در " وقتی همه خوابیم " را دوس دارم . به این جور حرف زدن چی می گن ؟( کاش ما همه این جور حرف می زدیم ).. آن رد شدن آیینی از چراغ راهنمایی.. اصلن چقدر این فضای ایجابی فیلم نساختن بهرام بیضایی را در این فیلم دوس دارم. اینکه آدم حکم حکومتی نده و فریاد بکشه چرا نمی شه - نمی زارن - فیلم بسازه
که فیلم فقط درباره این نیست
مطلب مرتبط:
خواب بزرگ - رضا درستکار