"ويكي كريستينا بارسلونا " هنر ادراكات حسي است. ميان ديدن،شنيدن و چشيدن، شباهت و ارتباط هايي وجود دارد. ميان ديدن و لمس كردن تفاوتي وجود ندارد ؟
وودي آلن در اين فيلم عناصري چون رابطه و احساس را شاخص موقعيت حركات بازيگرانش كرده است. خيلي ساده وودي آلن بدبيني خود را به رابطه بيان مي كند؛ چون كه مي دانم رابطه را كجا داشته باشم . حس مي كنم ماجراجويي داشته باشم. ولي آن رابطه را نمي دانم،چون ... اين احساس ( رابطه ) شايد ديگر در اين اندام و حركات وجود ندارد.

"ويكي كريستينا بارسلونا" راحت ترين فيلم آلن است . از اين نظر كه مفاهيمي چون عشق ، رابطه و احساس را در پيچيدگي ان به سطح آورده است. راحت آورده است نمي دانيم چه مي خواهيم. احساس كمبود در زندگي ،نگاه بدبينانه به روابط و از همه مهم تر در اين فيلم نيازهاي يك زن. انسان هايي كه در زندگي به قول آلن مجبور هستند خوشبخت باشند.

مايل هستم اين جا در مورد بازي بازيگران اين فيلم بگويم: اگر آنتونيوني در فيلم هايش يك نوع" اروتيسم سرد " را باب كرد ( نگاه كنيد به مونيكا ويتي در كارهاي آنتونيوني با نگاه سرد،حس سرد و حتا مي توان گفت : آنتونيوني دور ايستادن عاطفي را دوست داشت ) حال در " ويكي كريستينا بارسلونا " شاهد يك نوع " اروتيسم طبيعي " هستيم. در كنار اينكه وودي آلن خوشبختانه در چهره و نگاه هاي بازيگرانش برهنگي ندارد و اين جا بدن هاي طبيعي همچون بازيگر زيبايي چون اسكارلت يوهانسون . واز اين لحاظ شخصيت هاي فيلم آلن در عين حال زيبا ،طبيعي و اروتيك هستند




