لبخند در شباهت
چرخ ها بالا می آیند
و مرده ها که دیده می شوند
خطرناک، در چراگاه روزانه
در کتف ات نک می زنند
تا پرندگان در منظر خورشید
وقتی در برابر من
با حروفی از بدن
سایه هاشان بهداشتی
ستارگانی سفالین
بر لبانش پشت ندارد
نوشتار - فضای ادبی
لبخند در شباهت
چرخ ها بالا می آیند
و مرده ها که دیده می شوند
خطرناک، در چراگاه روزانه
در کتف ات نک می زنند
تا پرندگان در منظر خورشید
وقتی در برابر من
با حروفی از بدن
سایه هاشان بهداشتی
ستارگانی سفالین
بر لبانش پشت ندارد
sweet
در روز، دیر آمده
یکسر، زانو
کوتوله ای بوده در گلو.
در برگ چون چراغی خاموش
درختان چشم خواب می مانند.
عصب هایشان کوچک
" نه فرزندی برای تو نیست "
برای عبور به بهترین شکل
از نور، زنده شوی با طنین صدا
دعوت می کنم به خواندن ادامه شعرها
نشریه ادبی دومینو - امرداد ۱۳۸۵
کسی می روم
همین تماشای کنار
هر چیز با خود راه می رود
- " خواب خودم دست خودش "
شکست خوردم در افتادنم
بی استفاده یا کجاست
مثل ماه وا نمی شود
همیشه از اول اردی بهشت عرق می کند.
و انگار صندلی ها
خیس در دست خود خط می اندازد
عقب مانده علی سطوتی - فرهنگسرای هنر - دوم امرداد ۸۵
به آرش الله وردی: " تبیین نوشتن " . بازی زبانی را می نویسی که می دانی مفهومش را از کجا بگیری. من هیچ دانشی را نمی شناسم که اشاره ما به آن جمله و واژه بتواند باشد. پس این " اسکیزو فرنی " را در اینجا بکار بگیر!
به محمد آزرم: به این معنا نیست که شماها همیشه بکارش می برید. تو این بازی زبانی را شرح مفصل می دهی.
به بهنام بدری: نوشتن ما قرار نیست معنای واقعی و درست واژه ها دربیاورد. هر چند آزرم سوال کند. مثل این است که بگویی کتاب شعر باید شامل چه فصل هایی باشد.
به الهام حیدری: آیا واقعن این یک جنون است؟ - به سیم های این شعر می زنم / کلماتم را بر می دارم و از فارسی می روم.
به علی سطوتی قلعه: خوشحالم که شعر از موضوعیت آن خارج شده.
به احسان هاشمی: همه چیز دورو برش چگونه است / عقب مانده کجاست؟ / چه خواهیم گفت.
به رضاکردبچه: این صدای یک نوار ظبط شده است / ریخت و پاشی که اوقاتم را از هر چه به می ریزد / ریش ریش شدن ریش ریش های ریش شده
به الهام ملک پور: " همه آنچه که اتفاق می افتد همین است " - پس کی شعر تو علی! شروع می شود.
به امیر قاضی پور: ما ناگزیر از نحو کردن هستیم.