|
یک رفت به روی ساحل
|
||
|
نوشتار - فضای ادبی |
از تن هایی که درست می شود از یک سیمان
من از خودم می ترسم
از سایه لای پولک
پلک های بسته با شعار ایران
دستاتو بگیر تو دستات
مثل یک آینه
مثل یک جیوه
سه آیت از سه کلام
باز بسته شدن در
یک کلام به یک در
پاشنه های عوض
یکپارچه از در
بهمن ۸۸ امیر قاضی پور
مثل یافتن معنی جدیدی برای پادشاه
افتادن چیزهای عجیب این جا
درختان می تونن احساس کنن
" درختان توسکا "
" وقتی قرار نیست باید فکر کنیم و درکشون کنیم "
روز طلوع
دستانت آرام بودند وقتی رودخانه شکاف های عظیم برداشت
رودخانه جاری را در دستانت داشتی
در تختت بیدار شدی و متغیر
حتا دیگر من چیدمان ندارم
با زبان و فکر حرف می زنی
" امید بازیافته "
" افتادن چیزی را جشن بگیریم "
باید بوته ها را بچینی
امیر قاضی پور
واژه های تاریخی ، حقیقتی غیرتاریخی
مثل آن است که با " پتک به سرت کوبیده باشند " . در زمانی کمی بیش از ۶۰ دقیقه، برسون دوران زندان، دادرسی و اعدام ژان دارک را - با بازی باشکوه مدلی به نام فلورانس کارز - به نمایش می گذارد.

کل فیلم نامه برسون از شرح هایی که در دوران معاصر بر ماجرای ژان دارک نوشته شده است و نیز متن مکتوب محاکمه وی اقتباس شده است .در این جا نیر مثل قضیه فرار دوینی - در فیلم " یک محکوم به مرگ گریخت " - از نتیجه ی عمل باخبریم، اما نه محاکمه مهم است و نه پی آمد بلافصل آن. دغدغه ی برسون، مبارزه درونی ژان است . او بازجویی و شکنجه می شود . بکارتش را معاینه می کنند و تنها یک بار یاس بر او غلبه می کند. اما مسیری که برای رستگاری در پیش گرفته قطعی است و سکانس آخر، وقتی سوزانده می شود، بهت آور است : تصویر خرد کننده ی چوب های نیم سوز، پرندگانی که به سمت بالا پرواز می کنند، سگی که مبهوت می چرخد و با صدای ضربه ی طبل (که در کنار موسیقی فانفاری کوتاه، تنها موسیقی فیلم است) سکانس - و اثر - با نهایت خلوص به پایان می رسد.
زیبایی بر من انبوه می شود تا بمیرم
امیلی دیکنسون - ترجمه سعید سعیدپور
![]()
زیبایی بر من انبوه می شود تا بمیرم
ای زیبایی، دیگر تاب ندارم!
اما اگر همین امروز درگذرم،
بگذار در منظر تو باشم!
سوراخ می شود به قدردانی شیری که از سینه های تو بر روی پرده می چکد
جارو می کند تن تو
" متولد شدن " " توقع داشتن در طول راه اصلاح شدن "
نه کسی که آلت یک زن شده است
نام هایتان : زیر ریسمان صافی
بریده شدن در تعریف خود
میانه و نوازش می شود
پستان هایت ان چه را می گویند
جا به جا می شود
نه درمان ناپذیر
عکس های بی امضا
دستگاه های تحت الحفظ
مثل من مثل قدردانی
برای نوشتن از خودت فاصله گرفتی
میانه و نوازش می شود
امیر قاضی پور
۲۵ آذر ۸۸
|
|